ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

36

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

و پشيمانى و اندوه مىنشاند ، و از سعادت جاويد محرومشان مىسازد ، و آن فريب خوردگان بيچاره در آتش حسرت مىسوزند و از مكر و فريب آن ناله هاى سوزناك و آه هاى آتشبار مىكشند و كسى به فريادشان نمىرسد ، بلكه ندا به ايشان مىرسد :

--> بپرهيزد و بداند كه كرامت و شرافت انسان به داشتن ثروت زياد نيست و آنچه باعث برترى و بزرگوارى است فهم و عقل و صفات پاك و اعمال نيك است ، كه هر كس اينها را داشته باشد شريف است خواه فقير باشد يا غنى و هر كه اينها را نداشته باشد پست است چه درويش باشد و چه توانگر . انسان مىتواند به وسيلهء مال دنيا از ذلت سؤال و از احتياج و نياز به ديگران برهد و حوائج ضرورى خود را برآورد و از لذات مشروع بهره مند شود و سلامت خود و خانوادهء خود را حفظ كند و در پى تحصيل علم و كمال برآيد و به بىنوايان كمك كند و به كارهاى خير مبادرت نمايد . اما همين مال دنيا چه بسيار كه صاحب خود را به گناه مىكشاند و وسيله براى برخوردارى انواع لذتها مىشود و همينها انسان را غرق در نعمتها و لذتها مىسازد و به آنها انس و عادت مىدهد و چون به آنها خود گرفت هر گاه از راه حلال و مشروع فراهم نشد ناچار مىگردد به خيانت و دروغ و ريا و تملق و تقلب و ديگر خوهاى بد تن دهد و از اينها دشمنىها و حسد و كينه و فسادها و معاصى ديگر پيش مىآيد . در اسلام دستورهائى داده شده كه اگر انسان آنها را رعايت كند مىتواند از فوائد مال بهره مند شود و از ضررهايش مصون بماند . مهمترين اين دستورها عبارتند از : اول اينكه آدمى بايد هدف و مقصود از مال دنيا را بشناسد كه براى چه آفريده شده و انسان براى چه بايد آن را به دست آورد و چه اندازه بايد به آن ارزش بدهد تا چنان كه گفته شد خود را فداى مال دنيا نكند . دوم آنكه تحصيل مال از راه حلال باشد نه حرام . سوم آنكه در تحصيل مال اندازهء احتياج خود را در نظر بگيرد . و آن را مقصود اصلى قرار ندهد و همواره در تكاپوى جمع آورى و بر هم نهادن مال نباشد . چهارم آنكه در خرج كردن ميانه روى را از دست ندهد ، نه بر خود و كسان خود تنگ بگيرد و نه زياده روى و اسراف كند . پنجم آنكه مال دنيا را به قصد رفع حاجت خود و كمك به ديگران تحصيل كند نه به قصد تكبر و مفاخره . از آنجا كه انسان به سبب هوى و هوس غالبا در معرض آنست كه از اعتدال و حدود شرع تجاوز كند - زيرا نفس آدمى را اين حالت است كه به هر كار واداشته شود هر چه در آن پيشتر رود ميل و رغبتش بيشتر مىشود و حرصش شديدتر مىگردد و هر لذت تازه اى او را به لذتى ديگر مىكشاند تا سرانجام به تبهكارى و هلاك مىافتد و به اين جهت لذات