ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

277

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

ولى حسد ديگران دربارهء او آن را زايل نمىكند ، براستى نادانترين و كودنترين مردم خواهد بود . آرى ، حسد وى گاهى منشأ انتشار برترى محسود خواهد شد ، چنان كه گفته‌اند : و اذا اراد اللَّه نشر فضيلة طويت ، أتاح لها لسان حسود هر گاه خداوند انتشار فضيلت نهانى را بخواهد زبان حسود را براى اين كار آماده مىكند پس چون حسد حسود نعمت محسود را زايل نمىكند ، نه به دنياى او ضررى مىزند و نه در آخرت گناهى بر او خواهد بود . و امّا اينكه حسد به دين محسود سود مىرساند ، از اين جهت است كه از طرف حسود مورد ستم واقع شده خصوصا اگر حسد وى را وا دارد كه در گفتار و كردار به آنچه ناشايسته است بپردازد ، مانند غيبت و بهتان و پرده درى و فاشكردن راز و ذكر بديهاى او . و حسود با اين كارها هدايائى به محسود مىدهد يعنى بار بعضى از گناهان او را به دوش خود مىگيرد و قسمتى از حسنات خود را به دفتر اعمال او منتقل مىكند ، پس تهى دست و محروم از رحمت در عرصهء قيامت داخل مىشود همچنانكه در دنيا از نعمت بىبهره بود . بنابراين نعمتى به نعمت محسود ، و نقمت و عذابى به عذاب حسود افزوده مىگردد . و امّا اينكه حسود نفع دنيوى به محسود مىرساند از اين روست كه مهمترين مطالب مردم بد حالى دشمنان و رنج و اندوه آنان است ، و عذابى بالاتر از درد و رنج حسد نيست . پس حسد آدمى را دشمنكام مىكند و مراد دل دشمنان را برمىآورد . و چون بديدهء تحقيق بنگرى خواهى دانست كه هر حسودى در واقع دشمن خود و دوست دشمن خويش است . پس هر كه در اين معنى نيك بينديشد ، و فوائد خيرخواهى براى مسلمين را مورد توجه قرار دهد ، و دشمن خود نباشد ، البته حسد را رها خواهد كرد . و امّا عمل نافع براى معالجهء حسد اين است كه بر آثار خيرخواهى كه ضدّ حسد است مواظبت نمايد ، به اين نحو كه تصميم بگيرد و خود را مكلَّف سازد كه در گفتار و كردار بر خلاف مقتضاى حسد رفتار كند . پس اگر حسد او را بر