ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
267
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 3 انگيزه هاى حسد انگيزه هاى حسد هفت چيز است : اول - خباثت نفس و بخل نسبت به خير بندگان خدا . در گوشه و كنار عالم كسانى را مىيابى كه از گرفتارى و رنج و مصيبت بندگان شاد و خوشدل مىشوند ، و از راحت و نيكويى حال و وسعت معاش آنان ناراحت و محزون مىگردند . چنين شخصى هر گاه نگرانى و اضطراب احوال مردم و گرفتارى و ادبار و تنگى معيشت آنان را بشنود به سبب خبث باطن و رذالت طبع در خود احساس شكفتگى و شادمانى مىكند ، هر چند ميان او و ايشان هيچ گونه سابقهء دشمنى و رابطهء آشنائى نبوده باشد و تفاوتى در حال او از رسيدن به جاه يا مال و مانند اينها حاصل نشود . و هر گاه خوبى حال و سر و سامان داشتن زندگى يكى از بندگان خدا را بشنود بر او گران مىآيد اگر چه هيچ نقص و ضررى به او نرسد . اين بيچاره نسبت به نعمتهاى خدا بر بندگان بخل مىورزد بدون اينكه قصد و غرضى داشته باشد و يا تصور كند كه آن نعمت به وى منتقل مىشود ، پس اين خوى ناشى از خبث نفس و پستى و پليدى طبع است . و از اين رو علاج آن در نهايت دشوارى است زيرا سببش خباثت ذات و پستى سرشت است و معالجهء امر ذاتى و مقتضاى طبع بسيار سخت است ، بر خلاف آنچه از اسباب عارضى پديد آيد . دوم - دشمنى و كينه توزى ، و اين بزرگترين اسباب حسد است ، زيرا