ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
173
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
توحيد و محبّت خدا دارند بر سه قسماند : گروهى كه در توحيد كاملا صادقند و از عهدهء عهد خود برآمدهاند ، و در دل بجز يك دوستى - حبّ خدا - محبّت ديگرى را راه ندادهاند . بنابراين از اموال خود دست شسته و دل برداشتهاند ، و چيزى از درهم و دينار و ديگر مالها نمىاندوزند ، و متعرّض وجوب زكات نمىشوند ، تا آنجا كه از يكى از ايشان پرسيدند كه در دويست درهم چقدر زكات است ؟ گفت : امّا بر عوام - به حكم شرع - پنج درهم ، و امّا بر ما بذل همهء مال واجب است . و از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كردند : « در چقدر مال زكات واجب است ؟ فرمود : امّا زكات ظاهر ( واجب ) ، در هر هزار درهم بيست و پنج درهم ، و امّا زكات باطن ، اين است كه هر چه برادر [ مؤمن ] تو به آن از تو نيازمندتر باشد خود را ترجيح ندهى » . و طايفه اى هستند كه درجه اى پائينتر از گروه اول دارند . اينان مال خود را نگه مىدارند ، و لكن در موقع نياز مردم به مصرف خيرات مىرسانند ، و قصدشان از نگهدارى مال انفاق و خرج كردن به قدر حاجت است نه خوشگذرانى و تنعّم ، و زياده بر قدر حاجت را در راههاى نيكى و خير صرف مىكنند : اينان نيز بر قدر واجب از زكات و خمس بسنده نمىكنند ، بلكه همهء انواع نيكى و خير يا بيشتر آنها را بجا مىآورند . و قسمتى هستند كه به اداى واجب بسنده مىكنند و لكن چيزى از آن كم نمىكنند و اين پائينترين درجه و كمترين مرتبه است ، و آن درجهء عوام علاقه مند به مال است ، كه از حقيقت و فايدهء آن جاهلند و محبّتشان به آخرت ضعيف است . دوم - پاكسازى نفس از رذيلت بخل كه از مهلكات است - چنان كه گذشت - و اين رذيله از راه تكرار بذل مال بر طرف مىشود تا اينكه صفت جود و بخشش عادت شود ، زيرا دوستى چيزى جز به مجبور ساختن نفس بر مفارقت آن از دل بيرون نخواهد رفت ، تا آن صفت به صورت عادت در آيد . و بنا بر اين انفاق صاحب خود را از پليدى بخل هلاك كننده پاك مىسازد ، و اين پاكسازى به قدر بذل و به اندازهء شادى و خوشحالى او به انفاق در راه خداى تعالى حاصل مىشود .