ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

166

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

راغب نمايد و مطيع سازد ، و به اين ترتيب رذيلت بخل را از خود بزدايد و خبث ريا را به دست مىآورد ، و لكن بعد از آن بايد به علاج ريا پردازد . و اين مانند آن است كه چون كودك را مىخواهند از شير بگيرند و پستان را از ياد او ببرند وى را به گنجشك و امثال آن سرگرم مىكنند ، نه براى اينكه گنجشك بازى بذاته مطلوب است ، بلكه براى اينكه از پستان منصرف شود و آنگاه از آن نيز با تدبيرى ديگر دست بدارد ، پس طلب شهرت و نام آورى به منزلهء دلدارى نفس است هنگام باز داشتن او از مال ، و سپس به اصلاح قصد و نيّت پرداخته مىشود . بنابراين اين صفات رذيله و پست را بايد با تسلَّط يكى بر ديگرى از ميان برد تا همگى دفع و ريشه كن شود ، چنان كه شهوت بر غضب مسلَّط مىشود و از شدت آن مىكاهد ، و غضب بر شهوت مسلَّط مىشود و هيجان آن فرو مىنشيند . و سنّت خداوند به دفع بعضى از امور زيان آور و هلاك كننده به وسيلهء بعضى ديگر جارى است تا آنكه همگى از ميان برود ، خواه اين موذىها از قبيل صفات باشند يا اشخاص ستمكار و شرير . مگر نمىبينى كه ظالمان و اشرار را بر يكديگر مسلَّط مىكند تا سرانجام همگيشان نابود شوند ؟ مثال اين - چنان كه گفته‌اند - آن است كه همهء اجزاء بدن ميّت به كرم مبدّل مىشود ، سپس كرمها يكديگر را مىخورند ، تا دو كرم نيرومند باقى مىماند ، آنگاه اين دو پيوسته به مقابله و تعارض مىپردازند تا يكى بر ديگرى غالب مىشود و او را مىخورد . اين يكى هم سرانجام گرسنه مىماند و مىميرد . همچنين است آن صفات رذيله كه ممكن است بعضى را بر بعض ديگر مسلَّط سازد تا آن را قلع و قمع كند ، يعنى ضعيفتر خوراك قويتر شود تا تنها يكى بماند ، آنگاه آن يكى را با مجاهده محو و نابود كند ، به اين نحو كه خوراك او را ببرد ، يعنى به مقتضاى آن عمل نكند ، و در نتيجهء مخالفت خاموش مىشود و مىميرد . مثلا مقتضاى بخل نگاهداشتن مال است ، و چون از مقتضاى آن جلوگيرى شود و مال را اگر چه با كوشش و مشقّت مكرّرا بذل كند ، صفت بخل مىميرد و صفت بذل و بخشش به صورت طبع و ملكه در مىآيد و رنج و مشقّت پيشين از ميان مىرود . امّا راه عمده در علاج بخل از بين بردن سبب آن است و سبب آن دوستى