ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

131

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

خلاصه آنكه گرفتن به قدر حاجت رجحان دارد زيرا چاره اى از آن نيست ، و موجب رسيدن ثواب به عطا كننده است ، و به همين جهت وقتى موسى بن عمران عليه السّلام مأمور شد كه نزد بنى اسرائيل افطار كند گفت : خدايا چرا روزى مرا به دست بنى اسرائيل پراكنده كردى كه يكى به من چاشت و ديگرى شام دهد . خدا به او وحى فرمود : « من با دوستان خود چنين مىكنم و روزى ايشان را به دست بندگان ناچيز و بيكاره‌ام قرار مىدهم تا آنها نيز به اجرى رسند » . پس گيرنده نبايد عطا كننده را جز از اين حيث ببيند كه مسخّر [ خداوند ] است و بايد به پاداشى برسد . و امّا زيادتر از قدر حاجت را روا نيست كه بگيرد ، بلى اگر كفالت امور فقرا و انفاق بر آنان را بر عهده گرفته ، چون طبع او بذل و سخاوت و بخشش و دهش است ، گرفتن زياده جائز است تا بر مستحقّان بذل كند ، و لكن لازم است كه بىدرنگ مبادرت به انفاق كند و ذخيره ننمايد ، زيرا در نگاهداشتن آن اگر چه يك روز يا يك شب باشد فتنه و آزمايش است ، و بسا هست كه نفس آدمى به جمع و ذخيره كردن آن مايل مىشود و در نتيجه و بال گردن او مىگردد ، چنان كه نقل شده جمعى متصدى خدمت فقرا و متكفّل امور و احوال ايشان شدند و نفس امّاره به كمك شيطان آنها را فريفت و از اغنيا مىگرفتند و آن را وسيله اى براى توسعه و ازدياد مال و تنعّم و لذت بردن در خوراك و غيره مىساختند ، و كارشان به هلاكت كشيد .