ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
43
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
كه در و ديوارش با نقش و نگار و اندرونش پر از كثافت و تعفّن باشد . و يا مانند گور مردگان كه برونش آراسته و در درونش لاشه اى نهفته است [ 1 ] . و يا همچون خانه اى تاريك است كه بر بام و بيرونش چراغ افروخته باشند و درونش تيره و ظلمانى باشد . و يا مانند كشاورزى است كه در لابلاى كشتش علفهاى هرزه كه مايهء تباهى كشت است روئيده باشد و او به جاى اينكه گياه هرزه را از بن بركند تنها به كوتاه كردن شاخ و برگ آن بسنده كند كه اين كار پيوسته ريشهء آن را قويتر و رشد آن را سريعتر مىكند و باعث تباهى و نابودى كشت مىشود . اخلاق نكوهيده و زشت نيز قلب آدمى را رستنگاه و كشتزار گناهان مىسازد و هر كه قلب خود را از آنها پاك نگرداند طاعات ظاهرى مفيد فايده و مايهء كمال نخواهد بود ، و يا همچون بيمار مبتلا به گرى ( جرب ) است كه به او دستور دادهاند هم داروى ماليدنى ( پماد ، ضماد ) به كار ببرد و هم دارو و شربت بخورد تا مادّهء بيمارى از درون زايل و قلع شود و او تنها به ماليدن دارو بس كند و خوردن دارو را رها كند كه در اين حال مادّهء بيمارى در درون او هست و اگر هم در نقطه اى از بدن گرى و چرك و جوش از ميان برود باز از جاى ديگر سر بر مىآورد . آنگاه اگر نفس از اخلاق بد خالى و پاكسازى شد و به ترتيب صحيح علمى براى پذيرش فيض پروردگار آراسته و متحلَّى گشت ، و چنان به قرب الهى رسيد كه بين او و خداوند پرده اى نماند در اين حال صور و حقايق موجودات آنچنانكه هستند به نحو كلَّى ، يعنى با اوصاف و لوازم ذاتيشان ، در نفس وى مرتسم و منتقش مىشود ، زيرا احاطهء نفس بر جزئيّات از اين جهت كه جزئىاند ، به سبب نامتناهى بودن آنها ، محال است ، هر چند مىتواند در ضمن كلَّيّات به آنها علم و آگاهى داشته باشد ، زيرا كه جزئيّات از كلَّى بيرون نيستند . و در اين هنگام انسان موجودى تمام و كامل و باقى و جاودانى خواهد شد و به مرتبهء أعلى و سعادت
--> [ 1 ] به قول سعدى : ظاهرش چون گور كافر پر حلل باطنش قهر خدا عزّ و جل ظاهرش طعنه زند بر بايزيد وز درونش ننگ مىدارد يزيد