ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

36

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

درك مىكند كه هيچ يك از حواس را به ادراك آن دسترسى نيست مانند امور مجرّد و معانى بسيط كلَّى ، و علل و اسباب موارد اتّفاق و اختلاف كه بين محسوسات هست . و ضرورت عقلى حكم مىكند به اينكه هيچ يك از حواس را در ادراك يكى از اينها دخالت و تأثيرى نيست . و همچنين عقل ( قوهء عاقلهء نفس ) حكم مىكند كه بين نقيضين واسطه اى نيست ، و اين حكم مأخوذ از طريق منابع و مبادى حسّى نيست زيرا اگر از اينها گرفته شده بود از اوّليّات و قياسات [ عقلى ] نبود ، پس چنين حكمى از اصول و مبادى شريف و عالى كه قياسهاى صحيح بر آنها مبتنى است گرفته شده است [ 1 ] . و همچنين نفس در ادراكات حسّى و صدق و كذب آنها حكم و داورى مىكند و گاهى افعال حسّى را تخطئه و احكام حس را مردود مىداند مثلا حكم مىكند كه آنچه چشم مىبيند كوچكتر يا بزرگتر از واقع است و آنچه را مستدير مىبيند مربّع است ( 1 ) ، يا آنچه را شكسته مىبيند شكسته نيست ( 2 ) ، يا كج مىبيند كه در واقع راست و مستقيم است ، يا واژگون مىبيند كه در واقع برپاست ، يا وضع واقعى چيزى را ديگرگون مىبيند ، و همچنين در ديدن چيزهائى كه حركت دايره وار دارند ( 3 ) ، و چنان كه سامعه را در آنچه در مكانهاى مستدير شفّاف ( 4 ) ( صيقلى ) هنگام انعكاس صوت درمىيابد تخطئه مىكند ، و ذائقه را در اينكه شيرينى را تلخ

--> ( 1 ) يعنى ستون يا برج مربع را از دور مستدير مىبيند . م . . ( 2 ) مثلا چوب يا پاروى فرو رفته در آب را كه درست است شكسته مىبيند . م . . ( 3 ) مانند آتش گردان . م . ( 4 ) - مانند زير گنبد . م . . [ 1 ] مقصود اين است كه عقل هم محال بودن اجتماع نقيضين را تصديق مىكند و هم حكم مىكند كه بين نقيضين حد وسطى وجود ندارد ( يك چيز يا هست يا نيست ، شق ثالثى وجود ندارد ) و عقل به اين احكام از طريق منابع حسى نرسيده است زيرا امتناع و محال بودن چيزى امر وجودى نيست كه در عالم خارج بتوان آن را يافت . امتناع اجتماع نقيضين و عدم واسطه بين نقيضين از بديهيات و اوليات عقلى است كه همهء تصديقات و قياسات و احكام علمى و فلسفى ما مبتنى بر اين اصل عالى عقلى است ( براى شرح و توضيح بيشتر به كتابهاى منطق و فلسفه رجوع شود ) . م .