ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
33
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
بقاى روح بعد از ويرانى و تباهى تن اشاره كنيم [ 1 ] تا خواستاران به سعى در تزكيهء آن راغبتر شوند و در نگاهداشت آن از شقاوت جاودانى كوشاتر باشند .
--> [ 1 ] از نخستين مقدمات و اركان علم اخلاق بخصوص اخلاقى كه مبتنى بر ايمان دينى است اثبات تجرد و فنا ناپذيرى نفس است . زيرا در اين نظام اخلاقى اوامر و نواهى الهى و آثار و نتايج آنها همراه با اعتقاد به معاد و زندگانى در عالم ديگر اساس اخلاق و عامل مؤثر در اجرا و مواظبت بر آنهاست . و البته اين عقيده منافاتى با حسن و قبح ذاتى اعمال يا تكليف وجدانى اخلاقى يا وجود انگيزه هاى خير در انسان يا آثار و نتايج اعمال نيك و بد در اين دنيا ندارد و بلكه آن را تأييد و تقويت مىكند . و حتى مىتوان گفت كه بدون آن عقيده ( عقيده به تجرد و بقاى نفس ) اخلاق از ارزش ذاتى و تعالى و قداست برخوردار نيست و تنها بر حسب منافع و مصالح فردى و اجتماعى كه نسبى و ناپايدار است ملحوظ است و ممكن است دستخوش سودجوئى ناروا و دوروئى و ريا گردد كه اين همه خود بر خلاف حقيقت اخلاق است . و اما با عقيدهء مادى بودن نفس و انكار تجرد و غير مادى بودن آن ديگر جائى براى اخلاق به معنى ذاتى و حقيقى آن باقى نمىماند . زيرا در اين عقيده نفس جوهريت و استقلالى ندارد و تنها پديده اى فرعى يا نمود و شبه پديده است كه وابسته به زندگى و مرگ تن و در خدمت تمايلات و لذات و شهوات آن است ، و روشن است كه با اين عقيده فضايل اخلاقى : مانند عدالت و نوعدوستى و عفت و راستگوئى ، بخصوص فضيلت عالى ايثار و فداكارى كه مورد تحسين همهء آدميان است ، توجيهى ندارد . به اين مناسبت و نيز بدين سبب كه شناخت نفس و قواى آن براى اصلاح و بهبود اخلاق ضرورى است علماى اخلاق اسلامى ، ابن مسكويه ( در گذشته در سال 421 ه . ) در « تهذيب الاخلاق » ، محمد غزالى ( در گذشته در سال 505 ه . ) در « كيمياى سعادت » ، خواجه نصير الدين طوسى ( در گذشته در سال 672 ه . ) در « اخلاق ناصرى » و مؤلف ما ، مهدى نراقى ، ( در گذشته در سال 1209 ه . ) در كتاب حاضر ( و پسر وى احمد نراقى در كتاب « معراج السعادة » ) در آغاز به بحث دربارهء شناخت نفس و قواى آن و تجرد و بقاى آن پرداختهاند . م .