ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

7

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

جمود و ركودى كه قرنها گرفتار آن بود خارج كرد و تفكَّر علمى را متوجّه قلمرو و افقى تازه و بىسابقه ساخت . بدين گونه بود كه در عصر وى تمايل اخباريّه سر به لاك خويش فرو برد ، و نتوانست در برابر برهان نيرومند استاد پايدارى كند . و نيز زير نظر و با دست او علما و دانشمندان برجسته و بزرگ ، نظير بحر العلوم و كاشف الغطاء و محقّق قمّى و شيخ نراقى - كه مورد بحث ماست - و امثال آنان ، به مراتب علمى نائل آمدند . بنابر اين نراقى در آغاز نبرد « أخبارى » و « اصولى » - كه ميدان مبارزهء آن كربلا بود - و نيز در ابتداى جنبش تصوّف - كه ميدان جولان آن بيشتر اصفهان بود - قد برافراشت و خود يكى از قهرمانان اين هر دو ميدان بود ، بلكه از پيشروان و پيشوايانى بود كه با تأليفات و تدريس خود پرچم جهاد علمى را برافراشت . و آنچه او را - خدايش رحمت كناد - در اين طريق يارى و مساعدت مىكرد اين بود كه در علوم ، ذو فنون بود و در مطالعات و تحقيقات خود تنها به فقه و اصول و مقدّمات آن دو اكتفا نمىكرد . وى در علوم رياضى ، مانند هندسه و حساب و هيئت ، دست داشت و در آنها تأليفاتى دارد كه ياد خواهيم كرد ، همچنانكه مطالعات فلسفى كرد و نشانهء توانائى او در فلسفه در همين كتاب « جامع السعادات » بخصوص در باب اوّل ، و در تقسيم كتاب به ابواب و فصولى بر پايهء استوار علمى آشكار است و از اين جهت بر كتب اخلاق پيشين برترى دارد . و بيان اين مطلب خواهد آمد . همچنين تأليف اين كتاب ما را به دو امر آگاه مىسازد : ( اوّل ) طغيان تصوّف از يك سو ، و جدائى و بيگانگى مردم از اخلاق از سوى ديگر . اين دو امر بود كه وى را بر آن داشت تا مردم را به اعتدال و ميانه روى در رفتار اخلاقى كه از سرچشمه هاى شرع سيراب مىشود ارشاد كند . او در عين حال كه كتاب خود را بر بنيادهاى فلسفهء اشراق مىنهد به طور پنهانى با گرايش به تصوّف مبارزه مىكند ، و آراء و دعوت اخلاقى خود را بر اساس ذوق اسلامى كه در احاديث نبوى و آنچه از اهل بيت - عليهم السّلام - رسيده است جلوه و ظهور دارد قرار مىدهد . بنابراين در يك زمان هم ويران كننده و هم سازنده است ، و به همين دليل كتاب