ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

مقدمة المترجم 18

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

سنّت يا اصول كافى نزد شيعه ، كه دو جلد از چهار جلد آن در اخلاق است ) ، در فرهنگ عالم اسلامى مقارن ظهور نهضت ترجمهء كتب فلسفى يونانى ضمنا كتابهاى اخلاقى ( بخصوص آثار اخلاقى افلاطون و ارسطو ) مورد توجّه قرار گرفت و در همين زمان متكلَّمان اسلامى مخصوصا معتزله اخلاق را از ديدگاه عقلى مورد بحث قرار دادند و به حسن و قبح افعال قائل شدند و در اين زمينه استدلال عقل را چه در مرحلهء معرفت احكام اخلاقى و چه در شناخت استحقاق عذاب بر معاصى و افعال ناپسند و استحقاق پاداش براى طاعات و افعال پسنديده معتبر شمردند . اينكه عدل الهى از اصول پنجگانهء معتزله است قابل توجّه است . آنان مهمترين صفت ذات الهى را توحيد و مهمترين صفت فعل الهى را عدل دانستند كه مربوط به رابطهء خدا با انسان و مقدّمهء اخلاق است . و چون عدل در بزرگترين مذاهب فلسفى اخلاق سر همهء فضائل است و افلاطون و ارسطو آن را فضيلت كامل شمرده‌اند شباهت و رابطهء نظر معتزله با اخلاق فلسفى روشن و آشكار مىشود . در عالم اسلام علاوه بر كسانى كه با مذهب عقلى اخلاق را مورد بحث قرار دادند عرفا و متصوّفه بودند كه به سلوك عملى و رياضت و تطهير نفس توجّه داشتند و از اين طريق به نظر و تفكَّر در اخلاق و شناخت مهلكات و منجيات كه مشتمل بر معانى اخلاقى است راه يافتند . در قرن چهارم هجرى با جماعتى به نام اخوان الصّفا بر مىخوريم كه در كنار تفكَّر عقلى و فلسفى به حيات اخلاقى عنايت داشتند و در زمينهء اخلاق نظر عقلى را با ذوق عرفانى درهم آميختند . از نخستين متفكَّرانى كه در علم اخلاق تأليف مستقلَّى كرده‌اند يكى ابو الحسن عامرى ( متوفّى به سال 381 ه . ) از رجال نيشابور و از فلاسفهء اسلام است كه بيشتر مطالب كتابش ، به نام « السّعادة و الاسعاد » ، اقتباس از آثار اخلاقى افلاطون و ارسطوست و به علاوه به تصوّف نظر داشته است . امّا نخستين كسى كه در عالم اسلامى اخلاق را از ديدگاه عقلى صرف مورد بحث قرار داده ابن مسكويه ( متوفّى به سال 421 ) است كه در فلسفهء اخلاقى پيرو ارسطو بوده و تا اندازه اى از افلاطون نيز تأثير پذيرفته است . تأليف مهم وى