ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

مقدمة المترجم 10

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

اگر گفته شود از كجا به اين « من » علوى پى مىبريم ، پاسخ اين است كه بسيار اتّفاق مىافتد كه بين مقتضيات حيوانى و آنچه عقل و اراده تشخيص مىدهد مبارزه و كشمكش درمىگيرد و وقتى انسان اراده مىكند كه مقتضاى عقل را بر جنبهء حيوانى غلبه دهد ، گاهى موفّق مىشود و گاهى موفّق نمىشود . مثلا عقل در برابر ميل و شهوت به پاره اى از امور ، مانند غذا خوردن و مقدار آن يا استعمال دخانيات يا برخى مشروبات ، مصلحت و مقتضائى دارد و مىخواهد ميل و شهوت را كنار بزند . لكن اگر انسان مغلوب ميل و شهوت شد حالتش حالت يك انسان شكست خورده است و وقتى بر ميل و شهوت غلبه كرد در خودش احساس پيروزى مىكند در صورتى كه در واقع ديگرى بر او و يا او بر ديگرى پيروز نشده بلكه يك جنبهء وجودش بر جنبهء ديگر غالب شده و ظاهرا بايد در هر دو حال احساس شكست و يا پيروزى كند ، زيرا اين هر دو در صحنهء وجود خود او واقع شده ولى عملا درمىيابيم كه چنين نيست . تنها هنگام غلبهء عقل احساس پيروزى مىكند و هنگام غلبهء شهوت احساس شكست مىكند . اين امر به اين دليل است كه خود واقعىاش همان خود عقلانى و ارادى اوست و جنبهء حيوانى يعنى جنبهء سفلى مقدّمه اى است براى خود واقعى و حقيقى او . با اين نظريّه و با قبول اين دو جنبه يا اين دو مرتبه در وجود انسان توجيه اخلاق چنين مىشود : انسان بر حسب من ملكوتى خود كمالاتى دارد ( كمالات واقعى نه قراردادى ) . و چون انسان تنها بدن و نيازهاى بدنى نيست بلكه نفس و كمالات نفسانى هم دارد ،

--> گوشت ذكر مىكند ، مىفرمايد : « ثُمّ أنشأناه خَلقا آخَرَ فتَبارَكَ اللَّه احْسَنُ الْخالِقينَ » 23 : 14 « سپس وى را خلقى ديگر پديد كرديم ، مقدس است خداى يكتا كه بهترين آفريدگار است » . روشن است كه در مرحلهء اول جنبهء خاكى و حيوانى و سفلى و مادى او و در انشاء بعد جنبهء روحى و انسانى و علوى و ملكوتى او بيان شده است .