الشيخ محمد الشعيري السبزواري ( مترجم : خويدكي )
20
جامع الأخبار ( معارج اليقين في أصول الدين ) ( كاشف الأستار در ترجمه جامع الأخبار ) ( فارسي )
على را فرمود بحسان رسول خدا ( ص ) كه هميشه اى حسان مؤيد باشى بجبرئيل مادامى كه يارى ميكنى ما را بزبان ( 1 ) پس چون سه روز گذشت ونشست رسول خدا ( ص ) در جاى خود آمد أو را مردى از بنى مخزوم كه نام أو عمرو بن عتبه بود ودر روايت ديگر حارث بن نعمان فهرى وگفت يا محمد ميپرسم تو را سه مسأله پس فرمود رسول خدا ( ص ) بپرس از هر چه ميخواهى گفت خبر ده مرا از گفتن اشهد ان لا اله الّا اللَّه وانّ محمّدا رسول اللَّه آيا از جانب تو است يا از جانب پروردگار تو پس آن حضرت فرمود آن وحى است از جانب خداى تعالى بمن وقاصد آن جبرئيل است ورساننده آن من ونرساندم مگر از جانب پروردگار خود گفت پس خبر ده مرا از نماز وزكاة وحج وجهاد كه آيا از تو است يا از جانب پروردگار تو پس فرمود بوى پيغمبر صلّى اللَّه عليه وآله مثل آنكه اوّل فرمود گفت پس خبر ده مرا از اين مرد يعنى على ابن أبي طالب ( ع ) وگفتار تو در حق وى كه من كنت مولاه فعلىّ مولاه يعنى هر كه من بودم مولاي أو پس على مولاي اوست تا آخر آن آيا از جانب تو است يا از پروردگار تو پيغمبر ( ص ) فرمود كه وحى بسوى منست از جانب خداى تعالى وقاصد آن جبرئيل است ورساننده آن منم ونرسانيدم مگر از امر پروردگار خود پس برداشت آن مرد مخزومى سر خود را بآسمان وگفت بار خدايا اگر محمد راست ميگويد در آنچه گفت پس بفرست بر من زبانيه از آتش وباز گرديد غضبناك پس سوگند بخدا كه نرفت دور تا آنكه سايه انداخت بر سر وى ابرى سياه وصدا كرد وبرق كرد وصاعقه كرد پس رسيد صاعقه وسوخت أو را پس فرود آمد جبرئيل ( ع ) وعرضكرد بخوان يا محمد سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ خواست خواهنده عذابيرا كه واقعست بر كافران نيست مر آن را دفعكننده