مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
22
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - معجزات گاهى غالب گردانيدو گاهى مغلوب ، در حالتي ديگر مقهور ؛ زيرا كه اگر به اين معجزات وخوارق عادات در جميع أحوال غالب وقاهر بودند وبه بلاها ومصائب ممتحن نمىشدند ، هر آينه مردم ايشان را خدايان مىدانستند ، وهر آينه نمىدانستند فضيلت صبر ايشان را بر بلاها . وليكن حق تعالى در اين أمور أحوال ايشان را مثل أحوال ديگران گردانيد ، تا آن كه در حال بلا ومحنت صابر باشند ودر حالت رخا وعافيت شاكر . ودر جميع أحوال خود در مقام تواضع وفروتنى باشند ، وتكبر وتجبر ننمايند . ومردم بدانند كه ايشان را خدايى هست كه أو خالق ومدبر ايشان است . پس آن خداوند را عبادت وأطاعت كنند . وحجت خدا تمام باشد بر كسى كه در باب ايشان از حد به در رود ودعوى پروردگارى از براي ايشان كند ، يا معانده ومخالفت وعصيان ايشان كند ، وآنچه ايشان آورده اند از جانب خدا انكار كند ، تا آن كه هر كه هلاك شود بعد از اتمام حجت هلاك شود . وهر كه نجات يابد ، به دليل وبرهان نجات يابد . » پس شيخ أبو القاسم اظهار نمود كه : « آنچه گفتم از پيش خود نگفتم ، واز حضرت صاحب الامر عليه السلام شنيدم . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 567 - 568 صفار به سند معتبر روايت كرده است كه : روزى أصحاب امام محمد باقر عليه السلام در خدمت آن حضرت نشسته بودند . فرمود : « عجب دارم از گروهى كه ولايت ما را اختيار كرده اند وما را امام مىدانند ، وأطاعت ما را بر خود واجب مىشمارند مانند طاعت خدا ، وبه ضعف عملهاى خود مرتبهء ما را پست مىكنند ، وعيب مىكنند بر جماعتى كه رتبهء ما را مىشناسند ورتبهء ما را مىدانند وكمالات ما را بيان مىفرمايند ، وايشان را نسبت به غلو مىدهند . آيا گمان داريد كه خداوند عالميان ، أطاعت دوستان خود را بر خلق واجب گرداند واز ايشان مخفى دارد اخبار آسمانها وزمين را ، وبه ايشان نرساند آنچه بر ايشان وديگران واقع مىشود ؟ ! » حمران گفت : « فداى تو شوم ، مرا خبر ده كه چگونه بود امر علي بن ابىطالب وحسن وحسين عليهم السلام كه خروج كردند وبه دين خدا قيام نمودند ، وأهل طغيان وجور بر ايشان غالب شدند وظفر يافتند ؟ » حضرت فرمود : « اى حمران ! در علم الهى چنين گذشته بود وچنين مقرر شد . وبه فرمودهء رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم ، خروج كرد هر كه خروج كرد از ما ، واز روى علم ودانايى ساكت شد هر كه ساكت شد از ما . اى حمران ! اگر وقتي كه بلا نازل مىشد وأهل جور بر ايشان غالب مىشدند ، ايشان از خدا سؤال مىكردند كه ملك وپادشاهى آن طاغيان را زايل گرداند وايشان را هلاك كند ، هر آينه حق تعالى أجابت ايشان مىكرد وآن بلاها را از ايشان دفع مىنمود . وپادشاهى آن طاغيان را برطرف مىكرد ، زودتر از آن كه كسى رشته اى بگسلد ودانههاى آن از هم بريزد . وليكن ايشان در مقام رضا وتسليم بودند ، وآنچه حق تعالى صلاح ايشان را در آن مىدانست ، غير آن نمىخواستند . اى حمران ! آنچه به ايشان رسيد ، براي گناهى نبود كه مرتكب شده باشند ، وعقوبت معصيتي نبود كه مخالفت خدا در آن كرده باشند ، وليكن براي آن بود كه خدا مىخواست كه به آن درجات عاليه در بهشت برسند . پس چيزهاى بد در حق ايشان به خاطر خود مرسان . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 569 - 570