مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
952
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
ابن نما ، مثير الأحزان ، / 18 - 20 / عنه : المجلسي ، البحار ، 44 / 248 - 249 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 117 - 119 ؛ القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 101 - 102 ؛ مثله ابن طاووس ، اللّهوف ، / 16 - 21 ؛ الطّريحي ، المنتخب ، 2 / 235 - 236 ؛ الحرّ العاملي ، إثبات الهداة « 1 » ، 1 / 398 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 109 - 110 ؛ الأمين ، لواعج الأشجان ، / 8 - 10 ورويت إلى سعيد بن جبير ، عن ابن عبّاس ، قال : كنت عند رسول اللَّه صلى الله عليه وآله جالساً ، إذ أقبل الحسن ، فلمّا رآه بكى وقال : إليّ إليّ . فأجلسه على فخذه اليمنى .
--> - آنان را گويم : پس از من ، با عترت من وكتاب پروردگار من چگونه رفتار نموديد ؟ گويند : اما كتاب كه ضايعش نموديم واما عترت ، كوشيديم كه همگىشان را از صفحهء زمين براندازيم . آن هنگام ، من روى از آنان بگردانم . تشنه ودل سوخته وبا روى سياه از نزد من بازمىگردند . سپس پرچم ديگرى سياهتر از أولى بر من وارد شود . آنان را كه زير پرچمند ، گويم : پس از من با دو يادگار گرانبهاى من ، بزرگ وكوچك ، يعنى كتاب پروردگارم وعترم چگونه بوديد ؟ گويند : اما يادگار بزرگ را مخالفت نموديم ، واما يادگار كوچك را خوار نموديم وتا آنجا كه توانستيم ، پاره پاره كرديم . گويم : از من دور شويد . پس تشنه وجگر سوخته وبا روى سياه از من دور شوند . سپس پرچم ديگرى نزد من آيد كه نور بر صورت افراد زير پرچم مىدرخشد . به آنان گويم : شما كيانيد ؟ گويند : ما مردم يكتاپرست وپرهيزگار وأمت محمد صلى الله عليه وآله هستيم ، وماييم باقيماندهء أهل حق كه كتاب خدا را برداشتيم ، حلالش را حلال وحرامش را حرام دانستيم ، ودوستدار خاندان پيغمبر خويش محمد صلى الله عليه وآله بوديم ، واز همهء امكاناتى كه در مورد يارى خويشتن داشتيم ، براي يارى آنان نيز استفاده نموديم ودر ركاب آنان با دشمنانشان جنگيديم . پس من به آنان گويم : مژده باد شما را كه من پيغمبر شمايم وراستى كه شما در دنيا اين چنين بوديد كه ستوديد . سپس آنان را از حوض خود سيراب كنم وسيراب وخندان از نزد من بروند وسپس داخل بهشت گردند وبراي هميشه در آن جاويد بمانند . » راوي گفت : « مردم همچنان گفت وگوى كشته شدن حسين را بر زبان ها داشتند وبا ديدهء عظمت واحترام به حسين نگريسته ومقدمش را گرامى مىداشتند . » فهرى ، ترجمهء لهوف ، / 16 - 21 ( 1 ) - [ حكاه في إثبات الهداة باختصار كثير ] .