مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
922
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - بود . پس به اين سبب گريستم وخدا را شكر كردم واز براي شما از حق تعالى خير شما را طلبيدم . » پس حضرت امام حسين عليه السلام گفت : « اى پدر ! پس كه زيارة خواهد كرد ما را با اين پراكندگى ما ؟ » حضرت فرمود : « گروهى از أمت من به زيارة شما خواهند آمد براي بركت وبراي نيكى واحسان به من ، ومن ايشان را جستوجو خواهم كرد ودست ايشان را خواهم گرفت ، واز شدايد وأهوال روز قيامت نجات خواهم داد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 541 - 542 هم صدوق در امالى سند به أمير المؤمنين علي عليه السلام مىرساند ومىفرمايد : قال عليّ بن أبي طالب عليه السلام : « بينا أنا وفاطمة والحسن والحسين عند رسول اللَّه ، إذ التفت إلينا فبكى ، فقلت : ما يبكيك يا رسول اللَّه ؟ فقال : أبكي ممّا يصنع بكم بعدي ! فقلت : وما ذاك يا رسول اللَّه ؟ قال : أبكي من ضربتك على القرن ، ولطم فاطمة ، وطعنة الحسن في الفخذ ، والسّمّ الّذي يسقى ، وقتل الحسين ! قال : فبكى أهل البيت جميعاً ، فقلت : يا رسول اللَّه ! ما خلقنا ربّنا إلّاللبلاء ، قال : أبشر يا عليّ ، فإنّ اللَّه عزّ وجلّ قد عهد إليّ أنّه لا يحبّك إلّامؤمن ، ولا يبغضك إلّامنافق . » يعنى ، علي عليه السلام فرمود : گاهى كه من وفاطمه وحسن وحسين حاضر حضرت رسول خدا بوديم ، به جانب ما نگران شد وگريان گشت . گفتم : « يا رسول اللَّه ! چه چيز تو را مىگرياند ؟ » فرمود : « مىگريم بر آن بليات كه بعد از من بر شما فرود مىآيد . » گفتم : « آن چيست ؟ » فرمود : « مىگريم بر آن زخم تيغ كه بر فرق تو مىآيد وبر آن لطمه كه فاطمه بدان زده مىشود وبر آن زخم كه بر ران حسن عليه السلام مىزنند وآن سم كه أو را سقايت مىكنند وبر شهادت حسين عليه السلام . » پس اهلبيت همگان بگريستند . گفتم : « يا رسولاللَّه ! خداوند ما را خلقنكرده است ، مگر از براي بلا . » فرمود : « بشارت باد تو را اى على ! همانا خداوند با من پيمان نهاده كه دوست نمىدارد تو را مگر مؤمن ودشمن نمىدارد تو را مگر منافق . » سپهر ، ناسخ التواريخ امام حسن مجتبى عليه السلام ، 2 / 138 - 139 وديگر در كامل الزيارة ، سند به أمير المؤمنين عليه السلام منتهى مىشود . فرمود : يك روز رسول خدا به ديدار ما آمد وما از براي أو به تقديم طعامي مشغول شديم . اين وقت امايمن وعائى از تمر وكاسى از شير وزبد از بهر ما هديه كرد ، وما حاضر حضرت رسول خدا ساختيم . آن حضرت لختى بخورد وچون از اكل وشرب بپرداخت ، من برخاستم وآب بريختم تا دستهاى مبارك را بشست . پس با همان آلايش كه از آب دستهاى مباركش داشت ، چهره ولحيهء مباركش را مسح كرد . پس برخاست وبه مسجدى كه در بيت بود ، درآمد وبه سجده در رفت وبسيار وقت بگريست . آن گاه سر برداشت وما هيچ يك از أهل بيت حشمت اورا نتوانستيم فرو گذاشت وپرسش نمود كه : « اين گريستن را سبب چيست ؟ » پس حسين عليه السلام برخاست وهمى رفت تا بر هر دو زانوى رسول خدا برآمد وسر وسينهء آن حضرت -