مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

800

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

أمير المؤمنين عليه السلام ومعهم « 1 » حفظة ، فيقولان : أعف عنّا واسقنا وخلّصنا ، فيقال لهم « 2 » : « فَلَمّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئتْ وُجُوهُ الّذِينَ كَفَرُوا وَقِيلَ هذا الّذِي كُنتُم بِهِ تَدَّعُونَ » « 3 » « 4 » بإمرةأمير المؤمنين ، ارجعوا ظِماء مظمئين إلى النّار ، فما شرابكم إلّاالحميم والغِسلين ، « وماتَنْفَعَكُم شَفاعَةُ الشّافِعِينَ » . « 5 »

--> ( 1 ) - [ في تأويل الآيات وكنز الدّقائق : « معهما » ] . ( 2 ) - [ في تأويل الآيات وكنز الدّقائق : « لهما » ] . ( 3 ) - [ المُلك : 67 / 27 ] . ( 4 ) - [ زاد في تأويل الآيات وكنز الدّقائق : « يعني » ] . ( 5 ) - به سند متصل به شيخ اجل ، جعفر بن محمد بن قولويه قمى ، به سندش از حماد بن عثمان ، از امام ششم فرمود : چون پيغمبر صلى الله عليه وآله را به معراج بردند ، به أو گفتند : « خدايت در سه چيز امتحان كند ، تا بنگرد صبرت را . » گفت : « به فرمانت تسليم هستم پروردگارا ، وجز با محك تو ، توانايى صبر ندارم . آن‌ها چه باشند ؟ » گفته شد : « أول گرسنگى ومقدم داشتن حاجتمندان بر خود وخاندانت . » عرض كردم : « پذيرفتم پروردگارا وراضىام وتسليمم وتوفيق وصبر از توست . » « واما دوم ، تكذيب شوى وسخت ترسان باشى وجان در راه من بدهى وبا كفار با مال وجانت نبرد كنى وبر هر آزارى كه از آن‌ها به تو رسد يا از منافقان ، وبر دردهاى جنگ وزخم‌هاى آن صبر كنى . » گفت : « پروردگارا ! پذيرفتم وراضى شدم وتسليمم وتوفيق وصبر از توست . » « واما سوم ، در آنچه بعد از تو خاندانت از كشتار وقتل بينند . اما برادرت از امتت شتم وسرزنش وسركوب وحرمان وكوشش وسختى وستم بيند وآخر كشته شود . » گفت : « پروردگارا ! تسليمم وپذيرفتم وتوفيق وصبر از توست . » « اما دخترت . » ( سپس پيغمبر را از مصائب دخترش داد ) تا آن كه فرمود : « از برادرت دو پسر داشته باشد كه يكى از آن‌ها را به نامردى بكشند وچپاول كنند ونيزه زنند . امتت با أو اين كار كنند . » گفت : « پروردگارا ! پذيرفتم وانا للَّه‌وانا اليه راجعون . وتسليم شدم ، از توست توفيق وصبر . » « واما پسر ديگرش را امتت براي جهاد بخوانند وسپس دست بسته اورا بكشند وفرزندان وكسانش كه همراه اويند بكشند وحرمش را غارت كنند وبه من استعانت جويد ، ولى حكم شهادت براي أو گذرانده أم وبراي كساني كه همراه أو باشند . وقتلش حجت هر آن كسى باشد كه در مشرق تا مغرب است وأهل آسمان‌ها وزمين از بىتابى بر أو بگريند وفرشتگانى كه توفيق يارى اورا نيافتند ، بر أو بگريند . سپس از نژاد أو مردى آورم كه با أو تورا يارى كنم وشبح أو زير عرش نزد من است . » كمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 20 - 21