مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
226
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
شديد هال النّاس من ذلك ، وأكثر النّاس التّسبيح والتّهليل والاستغفار والحمد للَّهعلىنعمه الّتي ظهرت فيهم ، وسار خبر ذلك في الآفاق ، وانتشر ذكره في النّاس ، وكذلك رُويعن أسماء بنت عميس وامّ سلمة ، وأبي رافع والحسين بن عليّ عليهما السلام . « 1 » « 1 » الفتّال ، روضة الواعظين ، 1 / 129 - 130
--> ( 1 ) - أبو القاسم عبداللَّه بن أحمد بن عامر روايت كند از علي بن موسى الرضا از پدرش موسى بن جعفر الكاظم از پدرش جعفر بن محمد الصادق از پدرش محمد بن علي الباقر از پدرش زينالعابدين علي بن الحسين از پدرش حسين بن علي الشهيد از پدرش أمير المؤمنين علي عليه السلام كه : أو يك روز بر منبر خطبه مىكرد وقوم را تحريض مىكرد بر جهاد . مردى برپاى خاست وگفت : « يا أمير المؤمنين ! مجاهدرا كه به جهاد رود ، اورا چه مزد باشد ؟ » أمير المؤمنين گفت : « من يك روز رديف رسول اللَّه صلى الله عليه وآله بودم بر ناقهء عضباء . اين كه تو از من پرسيدى ، من از أو پرسيدم . أو مرا گفت : بدان كه مرد غازي چون همت وعزم غزا كند ، خداى تعالى براي أو براتى از دوزخ بنويسد . چون به برگ وساز كردن گيرد ، خداى تعالى به أو با فرشتگان مباهات كند . چون أهل وعشيره را وداع كند ، در وديوار بر أو بگريد واز گناه به در آيد ، چنان كه مار از پوست به در آيد . خداى تعالى بر هر مردى از غازيان چهل هزار فرشته را موكل كند ، تا اورا نگاه مىدارند از پس وپيش واز چپ وراست . وهيچ حسنه نكند الا مضاعف كنند . وهر روزى اورا عبادت هزار مرد بنويسند كه هر مردى هزار سال عبادت كرده باشد ، هر سالى سيصد وشصت روز ، هر روزى چندان كه همهء عمر دنيا . چون برابر دشمن رسد ، علم أهل دنيا از حصر وحد ثواب ايشان باز ماند . چون به كارزارگاه درآيد ونيزهها بر يكديگر راست كنند وكمانها به زه آرند وتير پيوندند وبه يكديگر درآويزند وفرشتگان بر گرد ايشان درآيند ودعا كنند ايشان را به نصرت وثبات قدم ومنادى ندا كند : الجنّة تحت ظلال السّيوف [ يعنى ، ] بهشت در زير سايهء شمشيرهاست ، چون چنين باشد ، هر طعنه وضربت كه بر مرد مسلمان آيد ، اورا گواراتر آيد از آن كه شربهء آب سرد در گرمگاهى . چون از پشت أسب بر زمين آيد ، هنوز بر زمين افتاده نباشد كه جفت أو حور العين به بالين أو رسد واورا بشارت دهد به آنچه خداى به جا آورده باشد اورا از كرامت . چون بر زمين افتد ، زمين گويد اورا : مرحبا بالرّوح الطّيّبة ، أخرجت من البدن الطّيّب ؛ مرحبا به جانى پاكيزه كه از تنى پاكيزه مىرود ! بشارت باد تورا كه براي تو نهاده است آنچه هيچ چشم چنان ديده نيست وهيچ گوش چنان شنيده نيست وبر خاطر هيچ بشر چنان گذشته نيست وخداى تعالى گويد : من خليفهء اويم بر اهلش . هر كه رضاى ايشان جويد ، رضاى من جسته باشد ، وهر كه ايشان را به خشم آورد ، مرا به خشم آورده باشد . وخداى تعالى روح أو در حوصلهء مرغانى كند سبز كه در بهشت مىپرند . هر كجا خواهند واز هر طعام كه مىخواهند ، مىخورند وبا قنديلهاى زرين از عرش آويخته شوند . وهر مردى را از ايشان هفتاد غرفه در بهشت بدهند ، از غرفهاى تا غرفهاى چندان باشد كه از صنعا باشد تا به شام ( وبه روايتي ديگر از منا تا -