مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

71

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - دشمنى أو با خدا ، پيغمبر وخاندان ما آگاهند ، مصيبتى به من مىرسد . پس چون امام حسن عليه السلام وفات كرد ، روى تابوتش گذاردند واورا به محلى كه پيغمبر صلى الله عليه وآله بر جنازه‌ها نماز مىخواند ، بردند . امام حسين بر جنازة نماز گذارد وچون نمازش تمام شد ، داخل مسجدش بردند . چون بر سر قبر رسول خدا صلى الله عليه وآله نگهش داشتند ، به عايشه خبر بردند وبه أو گفتند : بنىهاشم جنازهء حسن بن علي عليهما السلام را آورده‌اند تا در كنار رسول خدا صلى الله عليه وآله دفن كنند . عايشه بر استرى زين كرده نشست وشتافت - أو نخستين زنى بود كه از دوران اسلام بر زين نشست - آمد ، ايستاد وگفت : فرزند خود را از خانهء من بيرون بريد كه نبايد در اين‌جا چيزى دفن شود وحجاب پيغمبر صلى الله عليه وآله دريده شود . حسين‌بن علي عليه السلام فرمود : تو وپدرت از پيش حجاب پيغمبر صلى الله عليه وآله را دريديد وتو در خانهء پيغمبر كسى را درآوردى كه دوست نداشت نزديك أو باشد ( مقصود أبو بكر وعمر است ) . خدا از اين كار ، از تو بازخواست مىكند . همانا برادرم به من امر كرد كه جنازه‌اش را نزديك پدرش رسول خدا صلى الله عليه وآله برم تا با أو تجديد عهد كند وبدان كه برادر من از همهء مردم به خدا ، رسولش ومعنى قرآن داناتر بود ونيز أو داناتر از اين بود كه پردهء رسول خدا صلى الله عليه وآله را پاره كند ؛ زيرا خداى تبارك وتعالى مىفرمايد : « اى كساني كه ايمان آورده‌ايد ! تا به شما اجازه نداده‌اند ، به خانهء پيغمبر وارد نشويد . » « 58 - سورهء 33 » وتو بدون اجازهء پيغمبر ، مردانى را به خانهء أو راه دادى . خداى عز وجل فرمايد : « اى كساني كه ايمان آورده‌ايد ، آواز خود را از آواز پيغمبر بلندتر نكنيد . » « 3 - سورهء 49 » درصورتى كه به جان خودم سوگند كه تو به خاطر پدرت وفاروقش ( عمر ) بغل گوش پيغمبر صلى الله عليه وآله كلنگ‌ها زدى با آن كه خداى عز وجل فرمايد : « كساني كه نزد رسول خدا صداى خود را فرو مىكشند ، آن‌هايند كه خدا دل‌هايشان را به تقوا آزمايش كرده است . » « 4 - سورهء 49 » به جان خودم كه پدرت وفاروقش به سبب نزديك كردن خودشان به پيغمبر صلى الله عليه وآله اورا آزار دادند وآن حقي را كه خدا با زبان پيغمبرش به آن‌ها امر كرده بود ، رعايت نكردند ؛ زيرا خدا مقرر فرموده كه آن‌چه نسبت به مؤمنين در حال زنده بودنشان حرام است ، در حال مرده بودن آن‌ها هم حرام است . به خدا اى عايشه اگر دفن كردن حسن نزد پدرش رسول خدا صلى الله عليه وآله كه تو آن را نمىخواهى ، از نظر ما خدا آن را جايز كرده بود ، مىفهميدى كه أو به رغم انف تو در آن‌جا دفن مىشد ( ولى افسوس كه كلنگ زدن نزد گوش پيغمبر از نظر ما جايز نيست . ) سپس محمد بن حنفيه رشتهء سخن به دست گرفت وفرمود : اى عايشه ! يك روز بر استر ويك روز ( در جنگ جمل ) بر شتر مىنشينى ؟ ! تو به علت دشمنى وعداوتى كه با بنىهاشم دارى ، نه مالك نفس خودت هستى ونه در زمين قرار مىگيرى . عايشه رو به أو كرد وگفت : پسر حنفيه ! اين‌ها فرزندان فاطمه اند كه سخن مىگويند ، ديگر تو چه مىگويى ؟ حسين عليه السلام به أو فرمود : محمد را از بنىفاطمه به كجا دور مىكنى ، به خدا كه أو زادهء سه فاطمه است : 1 . فاطمه دختر عمران بن عائذ بن عمرو بن مخزوم ( مادر أبو طالب ) 2 . فاطمة بنت أسد بن هاشم ( مادر