مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
374
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - اين كتاب است ، به زودى از كنار ( منزل ) تو خواهد گذشت ، بعد از آن كه سه پيشواى گمراه ( يعنى أبو بكر وعمر وعثمان ) حكومت كند . ونام آن سه وقبايلشان ومدت حكومت هر يك را ذكر كرد . وقتي عبورش بر تو افتاد ، نزد أو برو وبا أو بيعت نما وهمراه أو با دشمنانش بهجنگ برو كه جهاد با أو مانند جهاد با محمد است . دوستدارى وى همچون دوستدارى محمد است ودشمنى وى همچون دشمنى محمد است . سپس راهب ادامه داد : يا أمير المؤمنين در اين كتاب آمده است : دوازده امام از قريش خواهند بود كه دوازده حاكم از حاكمان گمراه همزمان آنان واز طايفهء آنانند وآنان را از حقشان باز مىدارند وآنان را طرد كرده ، محروم مىنمايند . از آنان تبرى مىجويند وآنان را از مقامشان پائين مىآورند . نام يك يك آنان ، واوصافشان ومدت سلطنت هر يك ونيز آن چه فرزندان وياران وپيروانت ، از كشتار وجنگ وبلا وترس از آنان خواهند ديد ، در اين كتاب ذكر شده است . در اين كتاب آمده است كه چگونه خداوند حكومت را از آنان واولياى يارانشان به شما باز مىگرداند وچه خوارى وجنگ وبلا وپستى وقتل وترس از شما أهل بيت به آنان خواهد رسيد . راهب افزود : يا أمير المؤمنين ، دستت را بده تا با تو بيعت كنم . من شهادت مىدهم كه خدايى جز خداى يكتا وجود ندارد ومحمد بندهء خدا وپيامبر اوست ، وتو خليفهء پيامبر در ميان امتش ووصى أو وشاهد بر مردم وحجت خدا در زمين هستى . شهادت مىدهم كه اسلام دين خداست ، ومن از هر ديني كه مخالف اسلام باشد ، دورى مىكنم . چون اسلام ديني است كه خدا آن را براي خود انتخاب كرده وآن را براي اوليائش پسنديده است . اسلام همان دين عيسى بن مريم وأنبيا وپيامبران پيشتر از وى است . اسلام همان ديني است كه پدران گذشتهء من متدين به آن دين بودند . من ، تو ودوستدارانت را دوست مىدارم واز دشمنانت بىزارم . امامانى كه از فرزندانت هستند ، دوست مىدارم واز دشمنان ومخالفان آنها بىزارى مىجويم واز آنان دورى مىكنم وحق آنان وظلمى كه بر آنان شده ، از اولين وآخرين طلب مىكنم . سپس دست داد وبيعت نمود . بعد أمير المؤمنين به راهب فرمود : كتابت را به من بده . أو هم كتاب را داد علي عليه السلام به يكى از اصحابش فرمود : با اين مرد برخيز ومترجمى پيدا كن تا كلام آن را بفهمد وبا زبان عربى برايت بنويسد . وقتي أو مترجم را آورد ، حضرت رو به فرزندش امام حسن كرد وفرمود : پسرم كتابي كه به تو سپردم بياور . پسرم آن را بخوان وتو اى فلان ( نام اين شخص برده نشده ) ، نوشتهء اين كتاب را نگاه كن كه اين دستخط من واملاى پيامبر است امام حسن هم آن را خواند . حتى يك حرف هم اختلاف نداشت ونه تقديم ونه تأخيرى در آن به چشم مىخورد ؛ گويى يك نفر آن را براي دو نفر املا ( قرائت ) كرده است . علي عليه السلام هم ضمن حمد وثناى خداوند فرمود : حمد خدايى را كه اگر مىخواست ، ما بين أمت اختلاف بروز نمىكرد ومتفرق نمىشدند . سپاس خدايى كه مرا فراموش نكرده است وخلافت مرا رها نكرده است وياد مرا پيش خود ودوستانش خاموش نكرده ، لكن ياد شيطان وحزبش را خاموش كرده است .