مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
333
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - محمد بن مسلم گويد : « من روز جمعه بر آن حضرت درآمدم . چون از نماز فراغت يافت ، دست مبارك را فرا من داشت ومن بر آن خاتم نگران شدم . اين نقش داشت : لا إله إلّااللَّه ، عدّة للقاء اللَّه . » آنگاه فرمود : « اين است خاتم جد من ابىعبداللَّه عليه السلام . مكشوف باد كه تواند بود كه خاتمي كه در يوم طف ، انگشت آن حضرت را قطع كردند وببردند ، جز اين خاتم است كه امامي از امامي به ميراث همى برد . » سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 1 / 38 - 39 وديگرباره لشگر ساخته ، حمله گشتند . سعيد بن قيس همداني لشگر خويش را فرآهم آورد وعلمها پيش داشت . اشتر نخعى وحجر بن عدي الكندي وقيس بن سعد بن عباده وعبداللَّه بن عباس وسليمان بن صرد خزاعي ومغيرة بن خالد وأحنف بن قيس ورفاعة بن شداد وجندب بن زهير وديگر سرهنگان وداع جان وسر گفتند ودل بر جنگ نهادند . أمير المؤمنين علي عليه السلام خفتانى اخضر كه آكنده به قز بود ، بر زبر درع رسولاللَّه درپوشيد وسپر از پس پشت بينداخت واين وقت عصاي رسول خداى را كه ممشوق مىناميدند ، در دست داشت ، پس روى به اشتر نخعى آورد وگفت : يا مالك ! رايت رسول خداى با من است . بعد از وى تاكنون بيرون نياوردهام وآن أول رايتي است كه رسول خداى بست ومرا فرمود ، گاهى كه به سراى ديگر تحويل مىداد : « يا أبا الحسن ! إنّك لتحارب النّاكثين والقاسطين والمارقين وأيّ تعب ونصب يصيبك من أهل الشّام فاصبر على ما أصابك إنّ اللَّه مع الصّابرين . » يعنى : « اى أبو الحسن ! تو با عايشه ولشگر جمل ومعاوية وسپاه شام وجماعت خوارج كه از دين بيرون شوند ، حرب خواهى كرد وبسى رنج وشكنج كه از مردم شام خواهى ديد . بر اين جمله شكيبا مىباش كه خداوند پشتيبان صبر كنندگان است . » پس رايت رسول خداى را منصوب داشت . لشگريان چون آن رايت بديدند ، در گرد آن انجمن شدند وبه آواز بلند بگريستند وهر كه را دسترس افتاد وجمع را توانست شكافت وپيش شد ، آن رايت را ببوسيد . آنگاه علي عليه السلام قنبر را فرمود كه نيزهء رسول خداى را كه معروف به رمح ملموس است ، حاضر كن . قنبر آن نيزه را بياورد وعلى بگرفت وگفت : اين رمح را فرزند من حسن از من به ميراث مىبرد ؛ لكن بدو كار نمىفرمايد وچون به حسين نوبت مىرسد ، با اين نيزه رزم مىزند ودر دست أو شكسته مىشود . هان اى مالك ! بدان كه رسول خداى مرا خبر داد كه خداوند دنيا را از براي فنا آفريد وخير خاص آخرت است ؛ چه آخرت را از براي بقا آفريد . آنگاه آهنگ جنگ فرمود ؛ بدانسان كه دريا موج از پس موج مىراند ولشگر فوج از پس فوج روان كرد . زمين از زخم سم ستور بتوفيد وآفتاب از گرد سپاه فرو پژمريد . سپهر ، ناسخ التواريخ أمير المؤمنين عليه السلام ، 3 / 75 - 76 آنگاه مواريث أنبيا واسماعظم وآن چه أمير المؤمنين عليه السلام بدو سپرده بود ، به برادرش تسليمكرد ورخت از اين تنگجاى جهان به فراخناى جنان كشيد . بانگ عويل ونحيب از سراى آن حضرت برخاست وفرزندان وخواهران وخويشاوندان به سوگوارى نشستند . سپهر ، ناسخ التواريخ امام حسن مجتبى عليه السلام ، 2 / 154 - 155