مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

26

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - نوشته‌اى ديدم سفيد ، مانند نور آفتاب . به أو عرض كردم : يا بنت رسول اللَّه ! پدر ومادرم قربانت ، اين لوح چيست ؟ فرمود : لوحى است كه خداى جلّ جلاله به رسولش هديه كرده ودر آن نام پدرم ، شوهرم ، دو پسرم واوصياى فرزندم نقش است . پدرم آن را به من عطا كرده است تا مرا بدان شاد كند . جابر گفت : مادرت فاطمه آن را به من عطا كرد وخواندم واز آن نسخه گرفتم . پدرم به أو فرمود : اى جابر ! مىتوانى آن را به من نشان دهى . عرض كرد : آرى . پدرم با أو رفت تا به منزل جابر ويك صحيفه‌اى از پوست آهو نزد پدرم آورد وفرمود : اى جابر ! در نوشتهء خود نگاه كن تا من آن را بر تو بخوانم . جابر در نسخهء خود نگاه مىكرد وپدرم بر أو قرائت مىكرد . به خدا يك حرف اختلاف نداشت . جابر گفت : من به خدا گواهم كه در لوح ديدم ، همين‌طور نوشته بود : « بسم اللَّه الرحمن الرحيم اين كتابي است از خداى عزيز حكيم براي محمد ، نور أو ، سفير أو ، حجاب أو ودليل أو روح الأمين آن را از نزد رب العالمين آورده [ است ] . اى محمد ! اسماى مرا بزرگ شمار ، نعمت‌هاى مرا شكر گزار وآلاء مرا انكار مدار . براستى منم خداى يكتا كه معبود بر حقي نيست جز من ؛ شكنندهء جباران ، خوار كنندهء ستمكاران ، نابود كنندهء متكبران وخبردهندهء روز قيامت . براستى منم خدايى كه معبود بر حقي جز من نيست . هر كس به جز فضل مرا اميدوار باشد يا از جز عدل من بهراسد ، هرآينه أو را عذابي كنم كه هيچ كس از عالميان را نكرده باشم . پس مرا بپرست وبس ، بر من توكل كن . من مبعوث نكردم پيغمبرى كه عمرش كامل شده باشد وروزگارش به سر آمده باشد ، جز آن‌كه برايش وصى قرار داده‌ام . من [ تو را بر همهءانبيا فضيلت دادم ووصى ] تو را بر همهء أوصيا فضيلت دادم وتو را به دو شيربچه‌ات بعد از [ أو ] وبه دو سبطت حسن وحسين گرامى داشتم . حسن را بعد از گذشتن دوران پدرش معدن علم خود مقرر كردم . حسين را خازن وحى خويش ساختم ، به شهادت گراميش داشتم وبه سعادت زندگانى أو را به انجام رسانيدم . أو أفضل شهيدان است ودرجه‌اش از همهء شهدا برتر است . كلمهء تامهء خود را با أو قرار دادم وحجت بالغه‌ام را به أو سپردم . به عترت أو ثواب دهم وهم عقاب كنم . أول آن‌ها : على ، سيد العابدين وزين أولياء الماضين وپسرش هم‌نام جد پسنديده‌اش محمد ، باقر علم من ومعدن حكمت من هستند . محققاً آنان كه دربارهء جعفر شك كنند ، به هلاكت رسند . آن‌كه بر أو رد كند ، بر من رد كرده است . قول درستى كه تعهد كرده‌ام از طرف خود ، اين است كه مقام جعفر را گرامى دارم وأو را در شيعيان وياران ودوستانش شاد سازم . بعد از أو موسى را برگزيدم وبعد از أو جوانش را انتخاب كردم ؛ زيرا حفظ أو فرضى است كه منقطع نشود وحجتي است كه مخفى نگردد ؛ زيرا اولياى من هرگز منقطع نشوند ؛ الا هركه يكى از آن‌ها را منكر شود ، نعمت مرا منكر شده وهر كس يك آية از كتاب مرا تغيير دهد ، به من افترا بسته . واي بر افترازنان منكر در موقع گذشت بنده‌ام موسى ؛ دوست وبرگزيده‌ام ، براستى آنان كه هشتمى را تكذيب كنند ، همهء اولياى مرا تكذيب كرده‌اند . على ولى وناصر من است وكسى است كه أثقال نبوت را به دوش أو گذارم وأو را پر از دانش نمايم . يك عفريت متكبر أو را مىكشد ودر شهري كه عبد صالح ذو القرنين ساخته است ، پهلوى بدترين خلق من مدفون مىشود . براستى برعهدهء من است كه چشمش را به پسرش محمد روشن كنم كه بعد از وى خليفهء أو ، وارث علم من ومعدن حكمت وموضع سِرّ من وحجت بر خلق خودم مىباشد . بهشت را جاى أو مقرر كردم وشفاعتش را در هفتاد تن از خاندانش كه همه مستحق دوزخ بودند ، پذيرفتم . سرانجام سعادت را به نام فرزندش ، على ، نمودم كه ولى ، ناصر وشاهد من است در خلقم . امين وحى من است كه از صلب أو داعى دين وخازن علم خود حسن را بيرون آوردم . سپس امامت را به فرزندش كه رحمت للعالمين است ، كامل كنم . بر أو است كمال موسى وبهاء عيسى وصبر أيوب . محققاً دوستانم در زمانش خوار شوند وسر آنان به هديه برده شود . چنانچه سرهاى ترك وديلم هديه شود ، كشته شوند ، سوخته شوند ، ترسان وهراسناك باشند ، زمين از خونشان رنگين شود وزنانشان ناله وفرياد كنند . آن‌ها كه به حق دوستان من باشند . بدان‌ها هر فتنهء آشوبنده وتيره‌اى را دفع كنم ، زلزله‌ها را برطرف سازم وبارهاى گران وزنجيرها را بردارم . آنانند كه لطف ورحمت پروردگارشان بر آن‌هاست وآنانند كه رهبرى شده‌اند . عبد الرحمان بن سالم گويد : أبو بصير گفت كه اگر در همهء عمرت جز همين حديث را بشنوى ، براي تو كافى است . آن را از غير اهلش مخفى دار . كمره‌اى ، ترجمهء كمال الدين ، 1 / 425 - 428