مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
313
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
فأتبعته ، فلمّا انتهيت إلى الباب سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول « 1 » - وقد سبقنا - « 1 » : يونس ! الأمر كما قال لك فيض اسكت واقبل ، فقال : سمعت وأطعت ، ثمّ دخلت ، فقال لي أبو عبداللَّه عليه السلام حين دخلت : يا فيض زرقه [ زرقه ] ، قلت « 2 » : قد فعلت » . « زرقه » بالنّبطيّة ، أي : خذه إليك . « 3 » « 3 » النّعماني ، كتاب الغيبة ، / 461 - 465 رقم 2 / عنه : المجلسي ، البحار ، 47 / 259 - 261 ؛ البحراني ، العوالم ، 20 - 2 / 905 - 907
--> ( 1 - 1 ) [ في البحار والعوالم : « له - وقد سبقني - » ] ( 2 ) [ زاد في البحار والعوالم : « له » ] ( 3 ) فيض بن مختار گويد كه : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : « فدايت گردم ، چه مىفرماييد در مورد زمينى كه من آن را از دولت مىگيرم وبه عملههاى خود اجاره مىدهم ، به اين شرط كه هر چه خداوند از آن بيرون آورد ، نصف يا ثلث آن وكمتر از اين يا بيشتر مال من باشد ، آيا اين درست است ؟ » فرمود : « اشكالى ندارد . » فرزند آن حضرت إسماعيل به أو گفت : « پدر جان فراموش كردى ؟ » فرمود : « فرزندم مگر من با مستأجرين خود چنين رفتار نمىكنم ؟ مگر به همين خاطر من بسيار به تو نمىگويم همراه من باش وتو اين كار را نمىكنى . » پس إسماعيل برخاست وبيرون رفت . من عرض كردم : « فدايت گردم إسماعيل را چيست ( چرا ) كه با شما همراه نمىشود تا هرگاه شما از دنيا رفتيد ، كارها پس از شما به أو برسد . همچنان كه پس از پدرتان أمور به شما رسيد ؟ » حضرت فرمود : « اى فيض ! وضع إسماعيل [ نسبت به من ] مانند وضع من با پدرم نيست . » عرض كردم : « فدايت گردم ، من ترديد نداشتم در اين كه پس از شما مردم به أو روى خواهند آورد . پس اگر چيزى كه ما از آن بيم داريم ( وفات آن حضرت ) روى دهد - كه البتة ما از خدا عافيت از آن مىطلبيم - در اين صورت به چه كسى بايد روى نمود ؟ » حضرت از پاسخ به من خوددارى فرمود ، پس زانوى أو را بوسيدم وعرض كردم : « به پيرى من رحم كنيد كه سر وكار با آتش دوزخ خواهد بود ، به خدا قسم اگر من طمع مىداشتم كه پيش از تو بميرم ، غمى نداشتم ، اما مىترسم پس از تو زنده بمانم . » پس به من فرمود : « تو در جاى خود باش . » برخاست ، به سوى پردهاى كه در أطاق بود رفت ، آن را بالا زده داخل شد واندكى آنجا ماند . سپس مرا صدا زد : « اى فيض ! به درون آي . » من داخل شدم ، ديدم أو در نمازخانهء خويش است ، نماز گزارده واز قبله منحرف شده . من مقابل أو نشستم ، پس أبو الحسن موسى عليه السلام بر أو وارد شد كه در آن هنگام أو پسربچهاى بود ودر دست أو تازيانهاى بود .