مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
237
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - كارهاى نيك ، گزاردن نماز ودادن زكاة را به ايشان وحى نموديم . آنها پرستندگان ما بودند . » پس امامت هميشه در فرزندان أو بود در دوران متوالى واز يكديگر ارث مىبردند تا خداى تعالى آن را به پيغمبر ما صلى الله عليه وآله به ارث داد . خود أو جل وتعالى فرمود ( 68 سورهء 4 ) : « همانا سزاوارترين مردم به إبراهيم ، پيروان أو واين پيغمبر وأهل ايمانند وخدا ولى مؤمنان است . » پس امامت مخصوص آن حضرت گشت وأو به فرمان خداى تعالى وطبق آنچه خدا واجب ساخته بود ، آن را به گردن علي عليه السلام نهاد وسپس در ميان فرزندان برگزيدهء أو كه خدا به آنها علم وايمان داده جارى گشت . خدا فرموده ( 56 سورهء 30 ) : « آنها كه علم وايمان گرفتند ، گويند در كتاب خدا تا روز رستاخيز به سر بردهايد . » پس امامت تنها در ميان فرزندان على است تا روز قيامت ؛ زيرا پس از محمد صلى الله عليه وآله پيغمبرى نيست . اين نادانان از كجا وبه چه دليل براي خود امام انتخاب مىكنند ؟ ! همانا امامت مقام پيغمبران وميراث اوصياست . همانا امامت خلافت خدا ، خلافت رسول خدا صلى الله عليه وآله ، مقام أمير المؤمنين عليه السلام وميراث حسن وحسين عليهما السلام است ، همانا امامت زمام دين ، مايهء نظام مسلمين ، صلاح دنيا وعزت مؤمنين است ، همانا امامت ريشهء با نمو اسلام وشاخهء بلند آن است ، كامل شدن نماز ، زكاة ، روزه ، حج ، جهاد ، بسيار شدن غنيمت وصدقات ، اجراى حدود واحكام ونگهدارى مرزها وأطراف به وسيلهء امام است ، امام است كه حلال خدا را حلال وحرام اورا حرام كند ، حدود خدا را بهپا دارد ، از دين خدا دفاع كند وبا حكمت ، اندرز وحجت رسا مردم را به طريق پروردگارش دعوت نمايد ، امام مانند خورشيد طالع است كه نورش عالم را فرا گيرد وخودش در أفق است به نحوى كه دستها وديدگان به آن نرسد ، امام ماه تابان ، چراغ فروزان ، نور درخشان وستارهاى است راهنما در شدت تاريكىها ورهگذرها وكويرها وگرداب درياها ( يعنى زمان جهل وفتنه وسرگردانى مردم ) ، امام آب گواراى زمان تشنگى ، رهبر به سوى هدايت ونجات بخش از هلاكت است ، امام آتش روشن روى تپه ( رهنماى گمگشتگان ) ، وسيلهء گرمى سرمازدگان ورهنماى هلاكت گاههاست ، هر كه از أو جدا شود ، هلاك شود ، امام ابرى است بارنده ، بارانى است شتابنده ، خورشيدى است فروزنده ، سقفي است سايه دهنده ، زمينى است گسترده ، چشمهاى است جوشنده وبركه وگلستان است ، امام همدم ورفيق ، پدر مهربان ، برادر برابر ، مادر دلسوز به كودك ، پناه بندگان خدا در گرفتارىهاى سخت است ، امام امين خدا در ميان خلقش ، حجت أو بر بندگانش ، خليفهء أو در بلادش ، دعوت كننده به سوى أو ودفاع كننده از حقوق اوست ، امام از گناهان پاك واز عيبها بركنار است ، بدانش مخصوص وبه خويشتندارى نشانهدار است ، موجب نظام دين ، عزت مسلمين ، خشم منافقين وهلاك كافرين است ، امام يگانهء زمان خود است ، كسى به همطرازى أو نرسد ، دانشمندى با أو برابر نباشد ، جايگزين ندارد ، مانند ونظير ندارد ، به تمام فضيلت مخصوص است بي آن كه خود أو در طلبش رفته وبه دست آورده باشد ، بلكه امتيازى است كه خدا به فضل وبخشش به أو عنايت فرموده . كيست كه امام را تواند شناخت يا انتخاب امام براي أو ممكن باشد ؟ هيهات ! در اينجا خردها گمگشته ، خويشتندارىها بىراهه رفته ، وعقلها سرگردان ، ديدهها بىنور ، بزرگان كوچك شده ، حكيمان متحير ، بردباران دستنايافته ، خطيبان درمانده ، خردمندان نادان ، شعرا وامانده ، أدبا ناتوان وسخندانان درماندهاند