مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
120
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - حنوط كردند ، كفن پوشيدند وجسد مباركش را بر نعش سوار كرده در مصلاى رسول خدا فرود آوردند وحسين عليه السلام بر وى نماز گذاشت واز آنجا نعش مباركش را به مسجد رسول خدا بردند . چون سعيد بن عاص حكومت مدينه داشت وبر قانون بود كه حاكم مدينه بايد مقدم بايستد وبر ميّت نماز گذارد ، بنىهاشم غوغا برداشتند وگفتند : « جز حسين بر حسن نتواند نماز گذاشت . » بنىاميه گفتند : « شما سزاوارتريد مرده خود را . » ابنجوزى به روايت علماى عامه گويد : امام حسين سعيد بن عاص را مقدم داشت « وقال لولا السّنّة لما قدّمتك » ومردم شيعي اين سخن را استوار ندارند وگويند غسل امام ودفن امام ونماز بر امام را جز امام نتواند گذاشت . اگر اين يك به مشرق وآن ديگر به مغرب باشد ، در زمان حاضر گردد . بالجملة چون سرير امام حسن عليه السلام را در مسجد رسول خداى آوردند ودر كنار قبر پيغمبر جاى دادند ، بنىاميه چنان دانستند كه حسن عليه السلام را در جوار پيغمبر به خاك خواهند سپرد . مروان بن الحكم بر استر خويش زين بست وبرنشست وبه نزديك عايشه آمد وگفت : « چه آسوده نشسته اى . بنىهاشم ، حسن را در پهلوى پيغمبر دفن مىكنند وحشمت أبو بكر كه پدر توست شكسته مىشود واين فخر از پدرت واز عمر بن الخطاب مرتفع مىگردد . » عايشه گفت : « رأى چيست ؟ » گفت : « تعجيل كن ومانع باش . » از استر خويش پياده شد وگفت : « هان اى عايشه ! برنشين وشتاب كن تا من بنىاميه را ملازم ركاب كنم . » عايشه [ شتابان ] بر استر مروان سوار شد وأو أول زنى است كه در اسلام بر زين نشست ومروان چهل تن از بنىاميه ودوستان ايشان را شاك السلاح با سنان ، كمان ، تيغ وتير ملازم ركاب أو ساخت وايشان در ركاب عايشه به مسجد رسول خدا آمدند . عايشه بايستاد وگفت : « بيرون بريد پسر خود را از خانهء من . همانا هيچ شيئى در اين خانه مدفون نشود وپردهء حشمت رسول خداى چاك نگردد . » حسين عليه السلام فرمود : « اى عايشه ! تو وپدر تو أبو بكر از قديم حجاب حشمت رسول خداى را چاك زديد وتو داخل كردى در بيت رسول خدا كسى را كه قربت اورا دوست نمىداشت . خداوند در روز حساب از كردار ناستودهء تو پرسش خواهد فرمود . » اين وقت مروان بن الحكم ، آل ابىسفيان واز پسرهاى عثمان هر كه حاضر بود ، گفتند : « أمير المؤمنين عثمان شهيد مظلوم را در بدتر مقامي از بقيع به خاك سپردند ، چگونه مىگذاريم حسن را با رسول خدا دفن كنند . اين هرگز نخواهد شد تا گاهى كه شمشيرها بشكند ، نيزهها بند بگسلاند وكمانها از خدنگ خالى شود . » امام حسين عليه السلام فرمود : « سوگند به خداوندى كه حرم مكة را حريم خود مقرر داشت ، حسن عليه السلام كه پسر على وپسر فاطمه است ، أحق است به رسول خدا ودر آمدن به خانهء أو از أبو بكر وعمر كه بىاجازت أو داخل بيت أو شدند . سوگند به خدا كه حسن أحق است از عثمان كه حمّال گناهان وبيرون كنندهء أبو ذر به سوى ربذه است . آن كس كه با عمار وعبداللَّه كرد ، آنچه كرد ومروان را كه طريد [ رانده شدهء ] رسول خداى