مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

119

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - بگوى اگر قاتل مرا بدانى با أو چه مىكنى ؟ » حسين عليه السلام فرمود : « سوگند با خداى اورا مىكشم . » فرمود : « هرگز تورا از حال أو خبر ندهم تا گاهى كه رسول خداى را ملاقاة فرمايم . » آن گاه فرمود : « اى برادر ! مكتوب كن اين جمله را كه وصيت كرد بدان حسن بن علي به سوى برادرش حسين بن علي . وصيت كرد اين كه شهادت مىدهد بر آن كه خدايى نيست جز خداوند بىهمتا كه اورا هيچ شريك ونظيري نيست ، وبر اين كه عبادت مىكند اورا چنان كه شايستهء عبادت اوست ، واورا شريكي در سلطنت نيست ، وچون ذليل نشود ، اورا ولىّ ذلت نيست . وآن خدايى است كه بيافريد هر چيز را ومقدر كرد از براي أو آن چه درخور أو بود . وآن خداوندى است كه سزاوارتر است عبادت را از هر معبودى ، وشايسته‌تر است حمد را از هر محمودى . آن كس كه أطاعت كرد اورا ، رشد خويش دريافت وآن كس كه عصيان أو كرد ، در طريق غوايت شتافت . وآن كس كه بازگشت به سوى أو نمود ، رهسپار هدايت گشت . همانا من وصيت مىكنم با تو اى حسين ! هر كس را كه به جاى گذاشتم از أهل خود وفرزندان خود وأهل بيت تو ، اين كه معفو دارى لغزش‌هاى ايشان را وپذيرايى كنى نيكويىهاى ايشان را واز براي ايشان پدر وخليفه باشى . » آن‌گاه فرمود : « اى برادر من ! مرا در پهلوى رسول خداى وديعهء خاك فرماى . چه من سزاوارترم به أو وبه خانهء أو از آنان كه داخل شدند به خانهء أو بىرخصت أو . همانا خداوند در قرآن كريم مىفرمايد : داخل مشوند بىرخصت پيغمبر در سراى أو . سوگند با خداى ، رسول خدا در حيات خود أبو بكر وعمر را أجازت نفرمود كه بىرخصت أو در سراى رود . وبعد از وفات آن حضرت قرآني فرود نشده كه ناسخ آيهء نخستين باشد وموجب رخصت ايشان گردد . لكن ما به حكم وراثت أجازت داريم كه در سراى پيغمبر داخل شويم . اما اگر عايشه از درِ انكار بيرون شود ، سوگند مىدهم تورا به خدا وبه قرابت وپيوستگى رحم با رسول خدا ، كه ريخته نشود در راه من يك محجمه خون تا گاهى كه ملاقاة كنيم رسول خداى را ، واين داورى به حضرت أو بريم واورا از آن‌چه بر ما ستم كردند ، بياگاهانيم . » سپهر ، ناسخ التواريخ امام حسن مجتبى صلى الله عليه وآله ، 2 / 143 - 144 از اين پيش مرقوم افتاد كه حسن عليه السلام با برادر وصيت فرمود كه مرا در جوار رسول خدا به خاك سپار ، به شرط آن كه فتنه انگيخته نشود وخونى ريخته نشود وچون در نزد آن حضرت مكشوف بود كه عايشه ومروان وديگر مردم از بنىاميه حاجز ومانع خواهند گشت ، اين وقت كه وفات آن حضرت نيك نزديك شد وحالت احتضار قريب افتاد . فرمود مر حسين عليه السلام را كه : « اى برادر ! وصيت مىكنم تورا ومحفوظ بدار وصيت مرا گاهى كه جهان را بدرود كردم ، ساختگى كن كار مرا وجسد مرا به سوى مضجع رسول خدا حمل ده تا عهد خويش را با أو تازه كنم واز آن‌جا به خوابگاه مادرم فاطمه برسان . پس ، از آن‌جا به گورستان بقيع تحويل فرماى وبه خاك سپار ودانسته باش كه از عايشه جز بد بر ما نيايد ومردمان دانايند بر كردار أو وبر خصومت أو مر خدا ورسول را وبر خصمي أو ، ما أهل بيت را . » سپهر ، ناسخ التواريخ امام حسن مجتبى عليه السلام ، 2 / 153 - 154 اما به روايت‌ابن‌عباس : امام حسين ، ابن‌عباس وعبيداللَّه بن جعفر وعلي بن عبداللَّه بن عباس را طلب داشت وفرمان داد كه پسر عم خود را غسل بدهيد . پس آن حضرت را به دستيارى امام حسين غسل دادند ،