مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

117

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - خونى بر زمين بريزد ، واگر اين نمىبود ، حضرت امام حسين عليه السلام دست برنمىداشت تا آن كه امام حسن عليه السلام را در پهلوى جد خود دفن مىكرد . » حضرت صادق عليه السلام فرمود : « أول زنى كه بر استر سوار شد بعد از وفات حضرت رسول صلى الله عليه وآله وسلم ، عايشه بود كه آمد ومنع كرد از دفن آن حضرت . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 465 - 467 اين وصيتي است كه مىكند حسن بن علي بن‌ابىطالب عليه السلام‌به سوى برادر خود حسين بن علي عليه السلام ؛ وصيت مىكند كه : « گواهى مىدهم به وحدانيت خدا كه در خداوندى شريك ندارد ، اوست سزاوار پرستيدن ، در معبوديت شريك ندارد ، در پادشاهى كسى شريك أو نيست ، محتاج به معين وياورى نيست ، همه چيز را أو خلق كرده است ، همه چيز را أو تقدير كرده ، أو سزاوارترين معبودين است به عبادت وسزاوارترين محمودين است به حمد وثنا ، هر كه أطاعت كند اورا رستگار مىگردد ، هر كه معصيت كند اورا گمراه مىشود وهر كه توبه كند به سوى أو هدايت مىيابد . پس وصيت وسفارش مىكنم تورا اى حسين در حق آن‌ها كه بعد از خود مىگذارم از أهل خود ، فرزندان خود وأهل بيت تو ، كه درگذرى از گناهكار ايشان ، قبول كنى احسان نيكوكردار ايشان را ، خلف من باشى نسبت به ايشان ، پدر مهربان باشى براي ايشان وآن كه دفن كنى مرا با حضرت رسالت ؛ زيرا كه من احقّم به آن حضرت وخانهء آن حضرت از آن‌ها كه بىرخصت داخل خانهء آن حضرت كردند . حال آن كه حق تعالى نهى كرده است از آن وفرموده است : « يا أيُّها الّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النّبيّ إلّاأنْ يُؤذَنَ لَكُم » پس به خدا سوگند كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم رخصت نداده است ايشان را كه داخل خانهء أو شوند ، بىرخصت در حيات أو ورخصتى به ايشان نرسيد بعد از وفات أو . رخصت داده است ما را تصرف نمائيم در آن‌چه از أو به ميراث به ما رسيده است . پس اگر آن زن ملعونه تو را مانع شود ، تو را سوگند مىدهم به قرابت ورحم كه نگذارى كه در جنازهء من ، به قدر محجمه‌اى از خون بر زمين ريخته شود تا حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم را ملاقاة كنم ، نزد أو مخاصمه نمايم وشكايت كنم به آن حضرت از آن‌چه از منافقان به ما رسيد بعد از أو . » ابن‌عباس گفت : « چون آن حضرت به عالم بقا وجوار حق تعالى رحلت كرد ، حضرت امام حسين عليه السلام من ، عبداللَّه بن جعفروعلى پسر مرا طلبيد . آن حضرت را غسل داد وخواست كه دَرِ روضهء منورهء حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم را بگشايد وآن حضرت را داخل كند . پس مروان ملعون با فرزندان عثمان ، فرزندان أبو سفيان وسايربنىاميه مانع شدند وگفتند : عثمان مظلوم به بدترين حالي در بقيع دفن شود وحسن با رسول خدا دفن شود ؟ ! نخواهد شد تا نيزه‌ها وشمشيرها شكسته شود وجعبه‌ها از تير خالى شود . پس حضرت امام حسين عليه السلام فرمود : به حق آن خداوندى كه مكة را محترم گردانيد ، حسن فرزند على وفاطمه ، أحق است به رسول خدا وخانهء أو ، از آن‌ها كه بىرخصت داخل خانهء أو كردند . به خدا سوگند كه أو سزاوارتر است از عثمان ، حمال خطاها كه أبو ذر را بىگناه از مدينه بيرون كرد وبا عمار وابن‌مسعود بىحرمتى كرد ، آن‌چه كرد وراندگان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را پناه داد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 468 - 469 به روايت ديگر : مروان بر استر خود سوار شد . به نزد عايشه رفت وگفت : « حسين برادر خود را آورده