مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
116
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - زين سوار شد ، أو بود . به سرعت آمد تا به نزد آن حضرت . گفت : « برادر خود را دور كنيد از خانهء من كه نمىگذارم أو در خانهء من دفن شود وپردهء رسول خدا دريده شود . » حضرت امام حسين عليه السلام فرمود : « سالهاست كه تو وپدرت پردهء حضرت رسالت را دريدهايد . داخل كردى در خانهء حضرت ، كسى چند را كه قرب ايشان را نمىخواست . در قيامت حضرت از تو سؤال خواهد كرد از آنچه كردى . اى عايشه ! برادرم مرا امر كرد كه أو را نزديك قبر پدرش رسول خدا بياورم كه عهدي با أو تازه كند . بدان كه برادرم داناترين مردم بود به خدا ورسول وداناتر بود به تأويل كتاب خدا از آن كه پردهء ستر حضرت رسالت را هتك نمايد ؛ زيرا كه حق تعالى نهى كرده است از آن كه بىرخصت داخل خانهء آن حضرت شوند ومىفرمايد : « يا أيُّها الّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النّبيّ إلّاأنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ » . وتو داخل كردى در خانهء رسول خدا ، مردان را بي رخصت أو ، ونهى كرده است از آن كه صدا در خدمت آن حضرت بلند كنند وگفته است كه : « يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوتِ النّبيّ » . سوگند ياد مىكنم كه تو براي پدر خود وفاروق أو ، يعنى عمر نزديك گوش حضرت رسول ، كلنگها بر زمين زدى وحال آن كه حق تعالى مىفرمايد كه : آنها كه پست مىكنند صداى خود را نزد رسول خدا ، آنها آنانند كه خدا دلهاى ايشان را براي پرهيزكارى امتحان كرده است . به تحقيق كه اذيت رسانيد پدر تو وفاروق أو به حضرت رسالت ، به سبب نزديكى خود به أو ورعايت نكردند از حق آن حضرت آنچه خدا امر كرده بود ايشان را به أو بر زبان پيغمبر خود ؛ زيرا كه خدا حرام گردانيده است از مؤمنان بعد از مردن ايشان ، آنچه حرام گردانيده است از ايشان در حياتشان . به خدا سوگند اى عايشه ! اگر آنچه تو كراهت دارى از دفن حسن نزد پدر أو ، ميان ما وخدا جايز مىبود ، هر آينه مىدانستى كه دفن مىشد به رغم انف تو . » پس محمد بن حنفيه گفت : « اى عايشه ! يك روز بر استر سوار مىشوى ويك روز بر شتر . ضبط خود نمىكنى وبه يكجا قرار نمىگيرى از عداوت بنىهاشم . » عايشه گفت : « اى پسر حنيفة ! اينها فرزندان فاطمهاند كه سخن مىگويند . تو به چه سبب ونسبت سخن مىگويى ؟ » حضرت امام حسين عليه السلام گفت : « اورا از فاطمهها دور مكن كه سه فاطمهء بزرگوار در مادران أو هستند : فاطمه دخترعمران بن عابد بن عمرو بن مخزوم ، فاطمة بنت أسد وفاطمه دخترزايد بن الأصم . » پس آن ملعونه گفت : « پس خود را دور كنيد كه شما در فن مخاصمه ، نهايت مهارت داريد ومن از عهدهء شما بهدر نمىآيم . » پس امام حسين عليه السلام جنازهء آن حضرت را به نزديك قبر فاطمه برد واز آنجا به قبرستان بقيع برده ودفن كرد . ابنبابويه به سند صحيح از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه امام حسين عليه السلام خواست كه امام حسن عليه السلام را نزديك حضرت رسالت صلى الله عليه وآله وسلم دفن كند وجماعتى را براي اين كار جمع كرد . پس مردى گفت كه : « من شنيدم از امام حسن كه مىگفت : حسين را بگوييد كه نگذارد در جنازهء من