مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

824

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> لعنت مىكنى وادعا مىنمايى كه تو وصى پيامبر در ميان أمت وخليفهء أو هستى وخداوند ( جلّ اسمه ) أطاعت تورا بر مؤمنين واجب كرده ودر كتاب وسنّت پيامبرش امر به دوستى تو كرده . خداوند به محمد دستور داده كه اين مطلب را در ميان أمت بر پا دارد ونيز خداوند اين آية را نازل كرده است : « يا أيُّها الرّسُولُ بَلِّغ ما أُنْزِلَ إليكَ مِنْ رَبِّكَ وإن لَمْ تَفْعَلْ فما بلّغْتَ رسالتهُ واللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ » ؛ يعنى : « اى پيامبر ! برسان آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده واگر چنين نكنى رسالت پروردگارت را نرسانده‌اى ، وخداوند تو را از شر مردم حفظ مىكند . » پيامبر هم قريش وأنصار وبنىاميه را ( در روايت ديگر : أمية را ) در غدير خم گرد هم آورد وآنچه دربارهء تو از خداوند به وى امر شده به مردم رسانيد ، دستور داد تا حاضران به غايبان برسانند . به مردم خبر داد كه اختيار تو بر مردم از خود آن‌ها بيشتر است وتو نسبت به أو همچون هارون نسبت به موسى هستى . به من رسيده است كه تو هر خطابه‌اى ايراد مىكنى ، قبل از پايين آمدن از منبر مىگويى : « به خدا قسم ، من صاحب اختيار مردم بيش از خود آن‌هايم ، واز زماني كه پيامبر از دنيا رفته مظلوم بوده‌ام . » اگر چنين خبري از تو راست باشد ، ظلم أبو بكر وعمر به تو بيش از عثمان است . زيرا به من خبر داده‌اند كه تو مىگويى : پيامبر صلى الله عليه وآله از دنيا رفت وما حاضر بوديم . عمر رفت وبا أبو بكر بيعت نمود واز تو طلب فرمان يا مشاوره‌اى نكرد . أبو بكر وعمر با حق تو ودليل وقرابت تو نسبت به پيامبر صلى الله عليه وآله با أنصار به مخاصمه پرداختند . اگر خلافت را به تو تسليم مىكردند وبيعت مىنمودند عثمان از همه‌پيش بيعت مىكرد ، چون تو با وى خويشاوندى داشتى وبر گردن أو حق داشتى . زيرا أو پسر عمو وپسر عمهء تو است . سپس أبو بكر ، هنگام مرگش عمداً آن را به عمر رد كرد وبا تو مشاوره ، يا طلب امرى نكرد وبيعت را براي أو قرار داد . بعد عمر ، آن را بين شش نفر از شما قريش شورا قرار داد ومهاجرين وأنصار وديگران را از آن خارج كرد . روز سوم شورا - وقتي شما مردم را ديديد كه اجتماع كرده وشمشيرها را كشيده‌اند وهم قسم شده‌اند كه اگر خورشيد غروب كند ويكى را انتخاب نكرده باشيد گردنتان زده‌شود ودستور عمر در مورد شما به اجرا درآيد - موضوع را به دست ابن عوف سپرديد . أو هم با عثمان بيعت كرد وشما نيز بيعت نموديد . سپس عثمان تنها ماند ، از شما كمك خواست وشما اورا يارى نكرديد ، شما را دعوت كرد ، لكن أجابت نكرديد ، در حالي كه بيعت برگردنتان بود وشما گروه مهاجرين وأنصار حاضر وشاهد بوديد . از أهل مصر مانع نشديد تا اورا كشتند وعده‌اى از شما هم بر كشتن أو ، آنان را يارى كرديد وهمهء شما اورا خوار كرديد ودربارهء أو ، بعضي كشنده ، بعضي امر كننده وبعضي خوار كننده بوديد . بعد ، مردم با تو بيعت كردند وتو به خلافت سزاوار تر از منى . قاتلان عثمان را در اختيار من بگذار تا آنان را بكشم وخلافت را تسليم تو كرده ، من وهمهء همراهانم از أهل شام با تو بيعت نماييم . » وقتي علي عليه السلام نامهء معاوية را خواند وأبو الدرداء وأبو هريره پيام وگفتار معاوية را به أو رساندند ، علي عليه السلام رو به أبو الدرداء كرد وفرمود : آنچه معاوية به وسيلهء شما فرستاده بود به من رسانيدند ، كلام مرا هم گوش كنيد وآن را به معاوية برسانيد . به أو چنين بگوييد : « عثمان بن عفان از اين دو حالت خارج نبود : يا