مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

734

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

دينه ، وبهم يعمر بلاده ، وبهم يرزق عباده ، وبهم نزل « 1 » القطر من السّماء ، وبهم « 2 » يخرج بركات الأرض « 2 » ، هؤلاء أصفيائي « 3 » وخلفائي وأئمّة المسلمين وموالي المؤمنين . « 4 » الصّدوق ، كمال الدّين ، 1 / 259 - 260 رقم 5 / عنه : الطّبرسي ، إعلام الورى ، / 377 - 378 ؛ الحرّ العاملي ، إثبات الهداة « 5 » ، 1 / 503 - 504 ؛ المجلسي ، البحار ، 36 / 253 - 254 ؛ البحراني ، العوالم ( ط 3 ) 15 - 3 / 202 - 203

--> ( 1 ) - [ في إعلام الورى وإثبات الهداة والبحار والعوالم : « ينزّل » ] . ( 2 - 2 ) [ البحار : « تخرج بركات الأرض و » ] . ( 3 ) - [ في إعلام الورى وإثبات الهداة والبحار والعوالم : « أوصيائي » ] . ( 4 ) - اصبغ بن نباته گويد : يك روز أمير المؤمنين دست حسن را گرفته بود وما را بيرون برد وفرمود : يك روز رسول خدا صلى الله عليه وآله دست مرا در دست گرفت ، همچنين وفرمود : بهترين خلق بعد از من وسيد آنان برادرم ، همين است . أو امام هر مسلمان ومولاي هر مؤمن است بعد از وفاتم . هلا من هم مىگويم بعد از من بهترين خلق وسيد آن‌ها اين پسر من است . أو امام مؤمن ومولاي هر مؤمن است بعد از وفاتم وأو بعد از من مظلوم باشد . چنانچه به من بعد از رسول خدا ستم شد . وبهترين خلق وسيد آن‌ها بعد از حسن پسرم برادر أو حسين است كه بعد از برادرش مظلوم است ودر زمين كربلا مقتول است ، آگاه باشيد كه أو وكساني كه با أو شهيد شوند ، روز قيامت سادات شهدا باشند وبعد از حسين 9 كس از پشت أو خلفاى خدايند در زمينش وحجج اويند بر بندگانش وامناى اويند بر وحى أو وامامان مسلمانانند وپيشواى مؤمنان وسادات متقيان ونهمشان همان قائمى است كه خدا زمين را به وسيلهء أو نوراني كند پس از آن‌كه تاريك بوده وپر از عدل كند پس از آن‌كه جور كشيده است وپر از دانش كند بعد از جهل وناداني به حق آن‌كه برادرم محمد را به نبوت فرستاد ومرا مخصوص به امامت ساخت ، هرآينه به‌همين مضمون از آسمان وحى نازل شده است ، به زبان روح الأمين جبرئيل . به تحقيق سؤال شد از رسول خدا دربارهء امامان بعد از أو ومن هم خدمت أو بودم . به سؤال‌كننده فرمود : « قسم به آسمان ذات البروج كه عددشان به عدد بروج است . سوگند به پروردگار شب‌ها وروزها وماه‌ها كه عددشان عدد ماه‌هاست . » سائل عرض كرد : « يا رسول اللَّه ! كيانند ؟ » رسول خدا صلى الله عليه وآله دستش را بر سر من گذاشت وفرمود : « اولشان اين است وآخرشان مهدى است . هركس دوستشان دارد ، مرا دوست داشته وهركس دشمنشان دارد ، مرا دشمن داشته است . هركس آن‌ها را بخواهد ، مرا خواسته است وهركس به‌آن‌ها كينه ورزد ، با من كينه ورزيده است . هركه آن‌ها را منكر شود ، مرا منكر شده است وهركه آن‌ها را بشناسد ، مرا شناخته است . خدا دينش را به آن‌ها حفظ كند وبه وسيلهء آن‌ها بلادش را آباد كند وبراي آن‌ها به بندگانش روزى دهد وبراي آن‌ها باران در آسمان بارد وبراي آن‌ها بركات از زمين خارج شود . آنان برگزيدگان من وخلفاى من وأئمة مسلمانان ومولاي مؤمنانند . » كمره‌اى ، ترجمهء كمال الدين ، 1 / 373 - 374 ( 5 ) - [ حكاه أيضاً في إثبات الهداة ، 2 / 411 ، والعوالم ، 17 / 77 ] .