مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

719

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

[ عن ] « 1 » أبان ، قال : سمعتُ سليم بن قيس يقول « 2 » : سمعت عبدالرّحمان بن غنم الأزديّ

--> است كه وقتي خداوند خود را به أو شناساند ، به ربوبيت ويگانگى خداوند اقرار كند . پرسيد : يا أمير المؤمنين ! اگر همين مقدار بداند كافى است ؟ فرمود : آرى ، اگر امرى به أو كردند ، أطاعت كند واگر نهى كردند ، خوددارى كند . كمترين چيزى كه انسان را به كفر مىكشد ، آن است كه ديني را به گمان اين كه خداوند امر به آن كرده ، در صورتي كه خدا نهىكرده ، اخذ كند ، وبه عنوان دين خدا انتخاب كند وبر مبناى آن دين دشمنى ودوستى برقرار كند ، در حالىكه گمان مىكند ، همان خدايى را كه به أو دستور داده ، عبادت مىكند . كمترين چيزى كه انسان را به گمراهى مىكشاند ، اين است كه حجت خدا در زمين وشاهد أو بر مردم كه خداوند دستور أطاعت از اورا داده وولايت اورا واجب كرده ، تشخيص ندهد . گفت : يا أمير المؤمنين ! نام حجج خدا را برايم بازگو فرما . امام فرمود : همان كساني كه خداوند نام آن‌ها را همراه نام خود وپيامبرش ذكر كرده است ، آن‌جا كه مىفرمايد : « أطيعُوا اللَّهَ وأطيعُوا الرّسولَ وأُولي الأمْرِ منكُم » ؛ يعنى : از خداوند وپيامبر وصاحب امرتان أطاعت كنيد . گفت : نامشان را روشن‌تر برايم بيان كن . حضرت فرمود : همان كساني كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در آخرين خطبه‌اى كه خواند ودر همان روز از دنيا رفت ، از آنان چنين ياد كرده است : من در ميان شما دو چيز باقي گذارم . تا هنگامى كه دست به دامان اينان باشيد ، گمراه نخواهيد شد : كتاب خدا واهل‌بيتم . خداوند مهربان وآگاه با من عهد كرده كه اين دو هيچ‌گاه از يكديگر جدا نمىشوند تا بر سر حوض‌كوثر مرا ، ملاقاة كنند ؛ مانند اين دو انگشت ( وحضرت اشاره به دو انگشت سبابهء دو دستش فرمود ) ، نه مانند اين دو انگشت ( ودر اين‌جا اشاره به دو انگشت سبابه وميانه نمود ) . زيرا اين دو ، يكى بلند تر از ديگرى وجلو تر از آن است . با اين دو باشيد تا گمراه نشويد . از اينان پيش‌تر نرويد كه هلاك مىشويد . از اينان عقب نمانيد كه متفرق مىشويد . وبه اينان چيزى ياد ندهيد كه اينان از شما دانا ترند . آن مرد گفت : يا أمير المؤمنين ! نام اين حجت‌هاى خدا را برايم بگو . علي عليه السلام فرمود : همان كسىكه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در روز غدير خم أو را نصب كرد وبه مردم خبر داد كه : اختيار أو نسبت به مردم از خود آنان بيش‌تر است . ودستور داد تا حاضرين به غايبان اطلاع دهند . آن مرد مىگويد كه گفتم : يعنى شما يا أمير المؤمنين ؟ ! فرمود : من اوّل آن‌ها ومهتر آنانم . بعد از من پسرم حسن صاحب‌اختيار مردم است . سپس پسرم حسين وبعد از أو جانشينان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم تا وقتي بر سر حوض‌كوثر يكى پس از ديگرى به حضور آن‌حضرت برسند . مرد از جا بلند شد وبه طرف علي عليه السلام رفت وسر أو را بوسيد وگفت : مطلب را برايم واضح كردى وغم وگرفتگى را از من گشودى وهر اشكالى در قلبم بود ، از بين بردى . » الف . ب . الف ، ترجمهء سليم بن قيس ، / 54 - 57 ( 1 ) - الزّيادة من « ب » . ( 2 ) - « ج » : قال وذكر سليم قال .