مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

619

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

ولا يفارقونه حتّى يردوا عليَّ حوضي ، وأوّل الأئمّة أخي « 1 » عليٌّ خيرهم ثمّ ابني حسن ، ثمّ ابني حسين ، ثمّ تسعة من ولد الحسين - وذكر الحديث بطوله » . « 1 » النّعماني ، كتاب الغيبة ، / 122 - 125 رقم 12 / عنه : الحرّ العاملي ، إثبات الهداة « 2 » ، 1 / 622 ؛ المجلسي ، البحار ، 36 / 278 - 279 ؛ البحراني ، العوالم ( ط 3 ) 15 - 3 / 209 ، 211 - 212 « 3 »

--> ( 1 ) - [ لم يرد في البحار ] . ( 2 ) - [ حكاه الحرّ العامليّ بتلخيص ] . ( 3 ) - وباز سليم بن قيس هلالي گويد : علي بن أبي طالب عليه السلام فرمود : روزى بر مردى - كه نام أو را به من گفت - گذر كردم وآن مرد گفت : « محمد به مَثَل نباشد جز همچون درخت خرمايى كه در ميان خاكروبه روييده باشد . » من خدمت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم رسيدم وأين ماجرا را برايش ذكر كردم . پس رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم خشمگين شد واز خانه بيرون آمد وبر منبر رفت وأنصار نيز باتوجه به حالتِ خشمِ رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم خواستند دست به اسلحه برند كه آن حضرت فرمود : « چرا ( چه انگيزه‌اى دارند ) گروه‌هايى مرا به واسطهء خويشاونديم مورد عيب‌جويى قرار مىدهند با اين‌كه از من آنچه دربارهء ايشان گفته‌ام ، شنيده‌اند چيزهايى را از برترى بخشيدنِ خداوند به آن‌ها وآنچه كه به ايشان اختصاص داده از زدودنِ پليدى وپاك گردانيدنِ آنان كه گفته بودم ونيز آنچه در فضيلتِ أهل بيتم ووصى خود گفته‌ام وآنچه نزد خدا موجب گراميداشت أو ويژگى أو وبرترى أو شده است از پيشى جستن أو نسبت به ديگران در اسلام وروبه‌رو شدنِ أو با گرفتارىها در راه آن وخويشاوندى أو با من واين‌كه أو نسبت به من همانند هارون نسبت به حضرت موسى است ( همه اين‌ها را سابقاً گفته‌ام وآنان شنيده‌اند ) . باز هم يك نفر از كنار أو مىگذرد ومىپندارد كه مَثَل من در ميان أهل بيتم مانند درخت خرمايى است كه در محل قضاى حاجت روييده باشد ، بدانيد كه خداوند مردمان را بيافريد . پس آنان را به دو گروه تقسيم كرد ومرا در نيكوترين آن دو گروه قرار داد وبعد ، آن گروه را سه شعبه ساخت ومرا در بهترين آن شعبه‌ها وجزو نيكوترين قبيله قرار داد . سپس آن را به صورت خانواده‌ها درآورد ومرا در بهترين خانواده قرار داد ، تا اين‌كه در ميان خاندانم وعترتم وفرزندان پدرم ( عبد المطلب ) من خالص وناب شدم وبرادرم علي بن أبي طالب . خداوند سبحان نظري به أهل زمين انداخت واز ميان آنان مرا اختيار كرد . سپس نگاهى ديگر افكند وبرادرم على را برگزيد كه وزير ووارث ووصىّ من است وجانشين من در ميان امتم ومولاي هر مؤمني پس از من است . هركه با أو دوستى كند ، با خدا دوستى كرده است وهركه با أو دشمنى كند ، با خدا دشمنى ورزيده است . هركه أو را دوست بدارد ، خدا نيز أو را دوست مىدارد وهركس با أو كينه ورزد ، خداوند نيز أو را مورد خشم قرار مىدهد . أو را دوست نمىدارد مگر هر آن كس كه مؤمن باشد ونسبت به أو كينه نمىورزد مگر هر آن كس كه كافر باشد . پس از من ، أو محور زمين وميخ فولادين آن است وأو كلمهء تقوا وريسمان مطمئن وناگسستنى خداست « آنان مىخواهند كه نور خدا را با دمِ خويش خاموش كنند ؛ ولى خدا جز تمام كردن نور خود را رضا نمىدهد » . دشمنان خدا مىخواهند نور برادرم على را