مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

598

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> پسرم حسن أولى به مؤمنين است از خودشان ، كه با بودن أو حق امرى را ندارند . » سپس تكرار كرد وفرمود : « اى مردم ! وقتي كه من از دنيا رفتم علي عليه السلام أولى به مؤمنين است از خودشان ، وقتي على از دنيا رفت حسن أولى به مؤمنين است از خودشان . وقتي حسن از دنيا رفت پسرم حسين أولى به مؤمنين است از خودشان . وقتي كه حسين از دنيا رفت پسرم علي بن الحسين أولى به مؤمنين است از خود آنان ، كه با بودن وى حق امرى را ندارند . » بعد رو كرد به علي عليه السلام فرمود : « يا علي ! تو اورا ( علي بن حسين ) درك خواهى كرد ، سلام مرا به أو برسان . وقتي كه علي بن حسين از دنيا رفت ، پسرم محمد ( محمدباقر ) أولى به مؤمنين است از خود آنان . يا حسين ! تو أو را درك خواهى كرد ، سلام مرا به أو برسان . بعد در نسل محمد ( محمدباقر ) مردانى يكى پس از ديگرى است . هيچ يك از آنان نيست مگر أولى به مؤمنين است از خودشان ، كه با بودن آنان حق امرى را ندارند . همه اينان راهنما وهدايت شده هستند . علي عليه السلام در حالي كه مىگريست از جا برخاست گفت : « پدر ومادرم فداى تو باد يا نبي اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم آيا تو كشته مىشوى ؟ » فرمود : « آرى ، من با زهر شهيد مىشوم وتو با شمشير كشته مىشوى . محاسنت از خون سرت خضاب مىشود . پسرم حسن با زهر وپسرم حسين با شمشير كشته مىشود . أو را طغيانگر پسر طغيانگر ، زناكار پسر زناكار مىكشد . » معاوية گفت : « اى پسر جعفر ! با مطالب بزرگ سخن گفتى ، اگر آنچه كه گفتى حق وصحيح باشد ، أمت محمد مهاجرين وأنصار غير از شما اهل‌بيت ودوستان وياران شما همه در هلاكت‌اند . گفتم : قسم به خدا ! آنچه گفتم حق بود ، از رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم . » معاوية گفت : اى حسن واى حسين واى ابن عباس پسر جعفر چه مىگويد ؟ ! ! ابن عباس گفت : « اگر آنچه كه أو گفت ايمان ندارى ، كساني را كه اسم برد از آنان سئوال كن . » معاوية كسى را فرستاد : عمر بن أبي سلمه وأسامة بن زيد آمدند ، واز آنان سئوال كرد . وآنان گواهى دادند كه آنچه پسر جعفر مىگويد همان‌طور كه أو شنيده بود ما نيز از رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم شنيديم . معاوية گفت : « اى پسر جعفر ! آن مطالب را كه گفتى در بارهء حسن وحسين وپدرشان شنيده بودى . بگو ببينم در بارهء مادرشان چه شنيدى ؟ معاوية مانند كسى كه استهزاء وانكار كند اين سئوال را مطرح كرد . گفتم : از رسول اللَّه صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه مىفرمود : « در جنت عدن منزلي با شرف تر وبرتر ونزديك‌تر به عرش پروردگار از منزل من نيست ، كه در آن‌جا سيزده تن از اهل‌بيتم با من هستند : برادرم على ، ودخترم فاطمه ، وفرزندانم حسن وحسين ، ونه تن از فرزندان حسين اند ، اينان كساني هستند كه خداوند رجس وپليدى را از آنان دور وآنان را پاك كرده ، آنان راهنمايان وهدايت‌شدگانند ، من مبلغ از طرف خداوند وآنان مبلغ از طرف من هستند ، آنان حجت‌هاى خدا بر مردم وشاهدان مردم در زمين ، وخزانه‌هاى علم خدا ، ومعدن‌هاى حكمت خدايند ، هر كه آنان را أطاعت كند خدا را أطاعت وكسى كه مخالفتشان كند خدا را مخالفت كرده ، زمين به قدر چشم به‌هم زدن بقا ندارد مگر به بقاى آنان ، واصلاح نمىشود مگر به وسيلهء آنان ، أمت را به امر دينشان ، به حلالشان وحرامشان مطلع مىسازند ، آنان را به امر واحد ونهى واحد به رضاى پروردگارشان راهنمايى واز غضبش نهى مىكنند . در ميانشان اختلاف وجدايى ومنازعه نيست ،