مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
572
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> من نبود وآيا وكيل من در آنجا نبود وآيا غلهاش را در زمان حيات پيامبر نمىخوردم ؟ » أبو بكر وعمر گفتند : آرى . فرمود : پس چرا در بارهء چيزى كه در دست من است شاهد مىخواهيد ؟ ! گفتند : براي آن كه فدك غنيمت مسلمين است ، اگر شاهد آوردى قبول مىكنيم وگر نه امضا نمىكنيم . فاطمه عليها السلام - در حالي كه مردم أطراف آن دو را گرفته بودند - فرمود : آيا شما مىخواهيد كارى را كه پيامبر انجام داده رد كنيد ودر بارهء ما حكم بخصوصى غير از آنچه در بارهء همهء مسلمين اجرا مىشود بكنيد ؟ ! اى مردم ! عملي را كه اينها مرتكب شدند ( در روايتي : گناهى كه اينها مرتكب شدند ) بشنويد ! بعد فاطمه رو به آن دو نفر كرد وفرمود : اگر من اموالى را كه در دست مسلمين است ادعا كنم از من شاهد مىخواهيد يا از آنان ؟ گفتند : از تو شاهد مىطلبيم . فاطمه فرمود : اگر آنچه در دست من است همهء مسلمين ادعا كنند ، آيا از آنان شاهد مىخواهيد يا از من ؟ » در اينجا عمر خشمگين شد وگفت : « اين فدك غنيمت مسلمين وزمين آنها است ودر دست فاطمه است وغله محصول آن را مىخورد . اگر براي ادعاى خويش شاهد بياورد كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فدك را از ميان مسلمين به أو بخشيده است ، در حالي كه غنيمت وحق آنها است ، رأى مىدهم كه مال فاطمه است . » فاطمه عليها السلام فرمود : « بس است ! اى مردم ! شما را به خدا سوگند مىدهم ، آيا از رسول اللَّه نشنيديد كه مىفرمود : دختر من سيدهء زنهاى أهل بهشت است ؟ » مردم گفتند : « آرى ، به خدا اين را از پيامبر شنيديم . » فرمود : « آيا سيدهء زنهاى أهل بهشت ادعاى باطل مىكند وچيزى كه حقش نيست مىگيرد ؟ ! اگر چهار نفر در مورد من به فحشا شهادت دادند ، يا دو نفر به دزدى من شهادت دادند آيا شما كلام آن شهود را در بارهء من تصديق مىكنيد ؟ » با شنيدن اين سخن أبو بكر ساكت شد اما عمر گفت : « بلى شهود را تصديق كرده وحد را بر تو جارى مىكنيم . » فاطمه عليها السلام فرمود : « دروغ گفتى ولئامت خود را ثابت كردى مگر اين كه اقرار كنى بر دين محمد نيستى ، چون كسى كه شهود بر عليه سيدهء زنان أهل بهشت را قبول كند وحد بر أو جارى كند ملعون است وبه آنچه خداوند بر محمد صلى الله عليه وآله وسلم نازل كرده كافر شده است . شهادت بر عليه كساني كه خداوند پليدى وناپاكى را از آنان برداشته وآنان را پاك وپاكيزه كرده است روا نيست ، زيرا آنان از هر بدى معصوم واز هر بدكارى پاك ومطهر اند . اى عمر ! بگو أهل اين آية ( يعنى آية تطهير ) چه كساني هستند . اگر گروهى بر عليه آنها يا بر عليه يكى از آنان شهادت به شرك يا كفر يا بدكارى بدهند مردم از آنها دورى مىجويند ، وبر أو حد جارى مىكنند ؟ » عمر گفت : « آرى ! آنان وساير مردم در اين موضوع يكسانند . » فاطمه عليها السلام فرمود : « دروغ گفتى وكافر شدى ، آنان در اين موضوع با ساير مردم يكسان نيستند ، زيرا خداوند آنان را عصمت داده ودربارهء عصمت وطهارت آنها آية 1 نازل كرده وناپاكى وپليدى را از آنان برداشته است . بنابر اين هر كس شاهد بر عليه آنان را تصديق كند خدا وپيامبرش را تكذيب كرده است . » أبو بكر رو به عمر كرد وگفت : « اى عمر ! تو را قسم مىدهم كه ساكت باش ! ! ؟ »