مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

254

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

الصّدوق ، الأمالي ، / 112 - 115 رقم 2 / عنه : الدّيلمي ، إرشاد القلوب ، / 262 - 263 ؛ الحرّ العاملي ، إثبات الهداة « 1 » ، 1 / 280 - 281 ؛ المجلسي ، البحار ، 28 / 37 - 40 ؛ القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 108 - 110 ؛ مثله الطّبري ، بشارة المصطفى ، / 197 - 200 حدّثنا عليّ بن أحمد بن محمّد رحمه الله قال : حدّثنا محمّد بن موسى بن داوود الدقّاق ، قال : حدّثنا الحسن بن أحمد بن اللّيث ، قال : حدّثنا محمّد بن حميد ، قال : حدّثنا يحيى بن أبي بكير « 2 » ، قال : حدّثنا أبو العلا الخفّاف ، « 3 » عن أبي سعيد عقيصا « 4 » ، قال : قلت للحسن بن

--> وشهيد بر من وارد شود ومن در اين‌جا بگويم : « خدايا لعنت كن هركه به أو ظلم كرده وكيفر ده هركه حقش را غصب كرده وخوار كن هركه خوارش كرده ودر دوزخ مخلد كن هركه به پهلويش زده تا سقط جنين كرده است ، وملائكة آمين گويند . اما حسن كه پسرم وفرزندم وپارهء تنم ونور ديده‌ام وروشنى دلم وميوهء قلبم است وأو سيد جوانان أهل بهشت است وحجت خداست بر أمت وامرش ، امر من است وقولش ، قول من ، هر كه پيرويش كند ، از من است وهركه نافرمانيش كند ، از من نيست وچون أو را ديدم ، به يادم آمد آنچه از اهانت پس از من بيند وتا آن‌جا كشد كه باز هر ستم وعدوانش كشند . در اين‌جا فرشتگان هفت آسمان به مرگش بگريند وهمه چيز تا پرنده هوا وماهيان دريا بر أو گريند . چشم كسى كه بر أو بگريد ، كور نباشد روزى كه چشم‌ها كورند وهركه بر أو محزون شود ، روزى كه دل‌ها همه محزونند ، دلش محزون نباشد وهركه در بقيع أو را زيارة كند ، قدمش بر صراط برجا ماند روزى كه همه قدم‌ها بلغزند . اما حسين عليه السلام از من وفرزند من وبهترين خلق است . پس از برادرش ، امام مسلمانان وسرور مؤمنان وخليفهء خداوند عالميان است وغياث مستغيثين وپناه امان‌جويان وحجت خدا بر همهء خلق وأو سيد جوانان أهل بهشت است وباب نجات است . امرش ، امر من است وطاعتش طاعت من . هركه پيرويش كند از من است وهركه نافرمانيش كند ، از من نيست وچون ديدمش به يادم آمد كه بعد از من ، به أو چه مىشود . گويا مىنگرم كه به حرم من وقرب من پناهنده شده است وأو را پناه ندهند . در خواب به آغوشش گيرم وبر سينه چسبانمش وبه أو دستور دهم از خانهء هجرتم بكوچد وأو را به شهادت بشارت دهم . از آن‌جا بكوچد به زمينى كه قتلگاه أو است ؛ زمين كرب وبلا وقتل ورنج . يك دسته مسلمانان ياريش كنند كه سروران شهداى امتند در روز قيامت . گويا مىنگرمش كه تيرى خورده واز اسبش به‌خاك افتاده است وچون گوسفند سرش را مظلومانه بريدند . سپس رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم گريست وكساني كه گردش بودند ، گريستند وصداى شيون آن‌ها بلند شد وآن حضرت برخاست وفرمود : « خدايا ! به تو شكايت كنم آنچه را خاندانم پس از من برخورند . » سپس وارد منزلش شد . كمره‌اى ، ترجمهء امالى ، / 112 - 115 ( 1 ) - [ حكاه أيضاً في إثبات الهداة ، 1 / 526 ] ( 2 ) - [ العوالم : « أبي بكر » ] . ( 3 ) - [ من هنا حكاه في الطّرائف ونور الثّقلين وكنز الدّقائق ] . ( 4 ) - [ العوالم : « العقيصا » ] .