مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
161
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
يومئذٍ ( 16 * ) أشدّ من فتنة العجل والسّامريّ « 1 » . الصّدوق ، عيون أخبار الرّضا عليه السلام ، 1 / 60 - 61 رقم 27 ، كمال الدّين ، 1 / 252 - 253 رقم 2 / عنه : الخزّاز ، كفاية الأثر ، / 152 - 153 ؛ الحرّ العاملي ، إثبات الهداة ، 1 / 475 - 476 ؛ المجلسي ، البحار « 2 » ، 36 / 245 ؛ الحويزي ، نور الثّقلين ، 3 / 119 - 120 ؛ المشهدي القمي ، كنز الدّقائق ، 3 / 597 ؛ البحراني ، العوالم ( ط 3 ) 15 - 3 / 44 - 45
--> ( 1 ) - [ أضاف في العوالم : « كتاب المحتضر للحسن بن سليمان من كتاب السّيِّد حسن بن كبش بإسناده عن المفيد مرفوعاً مثله » ] . مفضل بن عمر از حضرت صادق جعفر بن محمد عليهما السلام روايت كرده است كه آنجناب از پدر بزرگوارش وأو از پدران خود وآنها از حضرت أمير المؤمنين عليه السلام روايت كردهاند كه فرمود : رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : چونكه من به آسمان سير داده شدم ، جناب رب الأرباب جل جلاله وحى فرستاد وبه من فرمود : « اى محمد ! چونكه نظر مرحمت به زمين انداختم ، برگزيدم تو را از أهل زمين . پس تو را پيغمبر قرار دادم ومشتق كردم از براي تو از اسم خود ، اسمى را . پس منم محمود وتويى محمد . ثانياً چون نظر كردم ، برگزيدم از أهل زمين ، على را ووى را وصى تو وجانشين تو وشوهر دختر تو وپدر ذريهء تو قرار دادم ومشتق گردانيدم از براي أو اسمى را از اسماى خودم . پس منم على أعلى وأو است على . وفاطمه ، حسن وحسين را از نور شما دو نفر قرار دادم . پس از آن ولايت ومحبت ايشان را بر ملائكة عرضه داشتم . هركس قبول ولايت نمود ، نزد من از مقربين درگاه شد ، اى محمد ! اگر بندهاى مرا بندگى كند تا اين كه قطعه قطعه شود ، پس مثل انبان ومشك كهنه شود ، پس از آن نزد من انكار كند ولايت ومحبت ايشان را ، أو را در بهشت خود جاى ندهم ودر سايهء عرش خود مكان ندهم . اى محمد ! آيا دوست مىدارى ايشان را ببينى ؟ » گفتم : « بلى اى پروردگار من . » فرمود : « بلند كن سر خود را . » پس چون سر خود را بلند نمودم ، ديدم أنوار على وفاطمه وحسن وحسين وعلي بن الحسين ومحمد ابن علي وجعفر بن محمد وموسى بن جعفر وعلي بن موسى ومحمد بن علي وعلي بن محمد وحسن بن علي وحجة بن الحسن كه در وسط ايشان قائم بود ، مثل ستارهاى درخشنده . عرض كردم : « اى پروردگار من ! كيستند اينها ؟ » فرمود : « اينها أئمة هستند وآن كسى كه در وسط ايشان قائم است ، كسى است كه حلال مىكند حلال مرا وحرام مىكند حرام مرا وبا أو انتقام مىكشم از دشمنان خودم وأو راحتِ دوستان من است وأو كسى است كه شفا مىدهد قلوب شيعهء تو را از ظلم ظالمان وجاحدان وكافران . پس بيرون مىآورد دو بت بزرگ لات وعزى را در حالي كه هردوتر وتازه باشند . پس مىسوزاند آنها را وفتنهاى كه مردم در آن وقت به جهت اين دو بت برپا كنند ، سختتر است از فتنهء گوساله وسامرى . » « مترجم گويد : ظاهراً مراد از دو بت بزرگ أبو بكر وعمر باشد . » أصفهاني ، ترجمهء عيون أخبار الرضا عليه السلام ، 1 / 37 - 38 ، كمرهاى ، ترجمهء كمال الدين ، 1 / 364 - 365 ( 2 ) - [ حكاه أيضاً في البحار ، 52 / 379 ] .