مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
31
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
299 / 363 - يزيد بن ثبيط العبديّ البصريّ وابناه عبداللَّه وعبيداللَّه ميزاتهم العائليّة وقُتل من عبد القيس ، من أهل البصرة : يزيد بن ثبيط . وابناه : عبداللَّه ، وعبيداللَّه ، ابنا يزيد .
--> - روزه دارد ؟ » گفت : « آرى . » گفت : « اگر امروز روزه نداشت بهتر بود . » گفت : « أو معصوم است وبهتر مىداند چه مىكند . » گفت : « راست گفتى ، از خدا آمرزش مىخواهم . » گويد : مختار گفت : « اين جا براي جنگجو نكو جايى است . » إبراهيم گفت : « خدا آنها را هزيمت كرد وبه پراكندگى داد وترس در دلهاشان نهاد وتو اين جا مىمانى ، حركت كنيم كه به خدا در مقابل قصر كس نيست كه دفاع كند ومقاومت چندانى نخواهد كرد . » مختار گفت : « هر كه پير است وناتوان يا آسيب ديده اين جا بماند هر چه بار وكالا داريد اين جا بگذاريد تا سوى دشمن رويم . » گويد : چنان كردند . مختار ، أبو عثمان نهدى را پيش آنها نهاد وإبراهيم بن اشتر را پيش فرستاد وياران خود را به همان صورت كه در شورهزار بوده بودند ، بياراست . گويد : عبداللَّه بن مطيع ، عمرو بن حجاج را با دو هزار كس فرستاد كه از كوچهء ثوريان سوى آنها آمد . مختار كس پيش إبراهيم فرستاد كه : أو را دور بزن وبا وى مقابل مشو ، إبراهيم أو را دور زد . مختار ، يزيد بن انس را خواست وگفت : سوى عمرو بن حجاج رود . يزيد سوى أو رفت ومختار از دنبال إبراهيم روان شد . همگى برفتند تا مختار به محل نمازگاه خالد بن عبداللَّه رسيد وتوقف كرد وبه إبراهيم گفت كه راه خويش را دنبال كند واز جانب بازار وارد كوفه شود . إبراهيم از راه كوچهء ابنمحرز آهنگ بازار كرد . گويد : شمر بن ذي الجوشن با دو هزار كس بيامد ومختار ، سعيد بن منقذ همداني را سوى أو فرستاد كه با وى نبرد كرد ، وكس سوى إبراهيم فرستاد كه : أو را دور بزن وبه راه خويش برو ، وأو برفت تا به كوچهء شبث رسيد . نوفلبن مساحق با حدود دو هزار كس - يا گفت پنج هزار كس ودرست چنين است - آن جا بود ، ابن مطيع به سويد بن عبد الرحمان گفته بود ندا دهد كه : سوى ابن مساحق رويد . گويد : ابن مطيع ، شبث بن ربعي را در قصر نهاد وخود أو برون شد ودر بازار جاى گرفت . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، 8 / 3311 - 3313