مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
45
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
ومنها : حدّثني أحمد بن عيسى ، عن حسين بن نصر ، عن أبيه ، عن عمر بن سعد ، عن أبي مخنف ، عن عبداللَّه بن عاصم ، عن ضحّاك المشرقيّ قال : قال العبّاس بن عليّ لأخيه من أبيه وامّه عبداللَّه بن عليّ : تقدّم بين يدي حتّى أراك وأحتسبك فإنّه لا ولد لك . فتقدّم بين يديه وشدّ عليه هاني بن ثبيت الحضرميّ فقتله . قال أبو مخنف في حديث الضّحّاك المشرقيّ : أنّ العبّاس بن عليّ قدّم أخاه جعفراً بين يديه ، فشدّ عليه هاني بن ثُبيت الّذي قتل أخاه ، فقتله ، « 1 » هكذا قال الضّحّاك « 1 » . « 2 »
--> - هستم . به من بگوييد آيا به عوض كسى كه كشته أم ، يا مالي كه تلف كرده أم ويا قصاص زخمى كه زده أم ، از پى منيد ؟ » گويد : اما خاموش ماندند وبا وى سخن نكردند . گويد : آنگاه بانگ زد : « اى شبثبن ربعي ، اى حجاربن أبجر ، اى قيس بن أشعث ، اى يزيد بن حارث ! مگر به من ننوشتيد كه ميوهها رسيده وباغستانها سرسبز شده وچاهها پر آب شده وپيش سپاه آمادهء خويش مىآيى ، بيا . » گفتند : « ما ننوشتيم . » گفت : « سبحان اللَّه ! چرا ، به خدا شما نوشتيد . » گويد : آنگاه گفت : « اى مردم ! اگر مرا نمىخواهيد ، بگذاريدم از پيش شما به سرزمين امانگاه خويش روم . » گويد : قيس بن أشعث گفت : « چرا به حكم عموزادگانت تسليم نمىشوى ؟ به خدا با تو رفتارى ناخوشايند نمىكنند واز آنها بدى به تو نمىرسد . » حسين بدو گفت : « تو برادر آن برادرى . مىخواهى بنىهاشم بيش تر از خون مسلم بن عقيل را از تو مطالبه كنند ؟ نه به خدا مانند ذليلان تسليم نمىشوم ومانند بردگان گردن نمىنهم . اى بندگان خدا ! من از اين كه سنگسارم كنيد به پروردگار خويش وپروردگار شما پناه مىبرم . از شر متكبرانى كه به روز حساب ايمان ندارند ، به پروردگار خودم وپروردگار شما پناه مىبرم . » گويد : آنگاه مركب خويش را خوابانيد وعقبة بن سمعان را بگفت تا آن را زانوبند زد وقوم حملهكنان سوى وى آمدند . پاينده ، ترجمهء تاريخ طبري ، / 3022 - 3025 ( 1 - 1 ) [ لم يرد في البحار والعوالم ] . ( 2 ) - وأحمد بن عيسى از ضحاك مشرقى حديث كرد كه : عباس بن علي عليهما السلام به برادرش عبداللَّه فرمود : -