مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
403
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
وكان سرّحه إلى مسلم بن عقيل من الطّريق ، وهو لا يدري أنّه أصيب ، فأخذه الحصين بالقادسيّة ، فبعث به إلى زياد . النّويري ، نهاية الإرب ، 20 / 415 وظفر برسول الحسين وهو عبداللَّه بن بقطر ، فقتله . الذّهبي ، سير أعلام النّبلاء ، 3 / 201 وفي رواية أنّ الّذي قدم بكتاب الحسين إنّما هو عبداللَّه بن بقطر أخو الحسين من الرّضاعة ، فألقى من أعلى القصر ، واللَّه أعلم . ابن كثير ، البداية والنّهاية ، 8 / 168 وكان أرسله من الطّريق إلى مسلم بن عقيل « 1 » يتقدّم إليه « 1 » ويأتيه بخبره من الكوفة ، فأخذته خيل ابن زياد من القادسيّة وأخذوا كتبه وقتلوه . « 2 » ابن الصّبّاغ ، الفصول المهمّة ، / 189 / مثله الشّبلنجي ، نور الأبصار ، / 260 « 2 »
--> ( 1 ) ( 1 ) [ لم يرد في نور الأبصار ] . ( 2 ) - مشايخ عظام روايت كردهاند كه چون خبر توجه امام حسين عليه السلام به ابنزياد رسيد ، حصينبن نمير را با لشگر انبوه بر سر راه آن حضرت به قادسيه فرستاد ، واز قادسيه تا قطقطانيه را از لشگر ضلالت اثرِ خود پر كرد . چون امام مظلوم به بطن رمه رسيد ، عبداللَّهبن يقطر برادر رضاعى خود را - به روايت ديگر : قيس بن مسهر را - به رسالت به جانب كوفه فرستاد . هنوز خبر شهادت مسلم به آن حضرت نرسيده بود ، نامهاى به أهل كوفه نوشت به اين مضمون : « بسم اللَّه الرحمن الرحيم . اين نامهاى است از حسين بن علي به سوى برادران مؤمن ومسلمان . سلام الهى بر شما باد . حمد مىكنم خداوندى را كه به جز أو خداوندى نيست . اما بعد ، به درستى كه نامهء مسلم بن عقيل به من رسيده ، ودر آن نامه مندرج بود كه اتفاق نمودهايد بر نصرت ما وطلب حق ما از دشمنان ما . از خدا سؤال مىكنم كه احسان خود را بر ما تمام گرداند وشما را بر حسن نيت وكردار بهترين جزاى ابرار عطا فرمايد . به تحقيق كه بيرون آمدم از مكة وروى به ديار شما آوردم ، در روز سه شنبه هشتم ماه ذي حجه . چون پيك من به شما رسد ، بايد كه كمر متابعت بر ميان ببنديد وأسباب كارزار را آماده گردانيد ومهياى نصرت من باشيد كه به اين زودى خود را به شما مىرسانم . والسلام عليكم ورحمة اللَّه وبركاته . » وسبب نوشتن نامه آن بود كه مسلم ، بيست وهفت روز پيش از شهادت خود نامهاى به خدمت آن حضرت نوشته بود واظهار أطاعت وانقياد أهل كوفه نموده بود ، وجمعى از أهل كوفه نامهها نوشته بودند كه در اين جا صد هزار شمشير براي نصرت تو مهيا گرديده است ، به زودى خود را به شيعيان خود برسان . پيك آن حضرت روانه شد وبه قادسيه رسيد . حصين أو را گرفت وخواست كه نامه را از أو بگيرد . نامه را پاره كرد وبه أو نداد . حصين أو را به نزد ابنزياد فرستاد . مجلسي ، جلاء العيون ، / 631 - 632 -