مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
385
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
السّماوي ، إبصار العين ، / 132 ؛ مثله الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 413 برزت بين الأعداء يوم الطّفّ من مخيّم الحسين عليه السلام خمس نسوة ، وهنّ : [ . . . ] وامّ وهب زوجة عبداللَّه بن عمير الكلبيّ ، خرجت معه لتقاتل وبعد قتله فقُتلت . وامّ عبداللَّه هذا خرجت معه تشجّعه وبعد قتله تقاتل . « 1 » السّماوي ، إبصار العين ، / 133 / مثله الزّنجاني ، وسيلة الدّارين ، / 414 « 1 »
--> ( 1 ) - أصحاب حسين با لشگر كوفه نبرد سختى كردند . سواران آنها كه سى ودو تن بودند ، به هر سوى لشگر كوفه يورش مىكردند آنها را از هم مىشكافتند وگويا أبو الطفيل آنان را ستوده است : چه أمواج بودند يورش بران * پلنگان وشيران ودرندگان جوانان وپيران آقا منش * نشسته بر اسبان همه پهلوان همه غرق پولاد وچون آفتاب * بتابد بر آن خيره زان ديدگان شعار همه سيره مصطفى * به پرچم عذاب خدا شد نشان ( ط ) چون عزرةبنقيس كه فرماندهء سوارهنظام كوفيانبود ديد صف سوارانش از هر سو شكافته مىشود ، عبد الرحمان بن حصين را نزد عمر بن سعد فرستاد ، گفت : « نمىبينى از صبح امروز سواران من از اين عدهء كم چه مىكشند ؟ پيادگان وتيراندازان را بر سر آنها فرست . » عمر سعد به شبث بن ربعي گفت : « تو بر حسين حمله مىكنى ؟ » گفت : « سبحان اللَّه ! شيخ شهر وآقاى همه كوفه را با تيراندازان مىفرستى ؟ كسى ديگر براي اين كار ندارى ؟ » شبث از جنگ با حسين كراهت داشت . ابوزهير عبسى گويد : در زمان امارت مصعب من از أو شنيدم مىگفت : « خداوند هرگز خيرى به كوفيان ندهد وآنها را به سعادت نرساند ، تعجب ندارد كه ما در ركاب علي بن ابىطالب وسپس در ركاب پسرش با آل أبو سفيان مدت پنج سال جنگيديم . سپس بر پسر أو حسين كه بهترين اهلزمين بود ، پريديم ودر ركاب آلمعاويه وزادهء سميه با أو جنگيديم ، گمراهى وچه گمراهى ؟ ! ! » عمر بن سعد حصين بن نمير را خواست وگشتىها را با پانصد تيرانداز با أو فرستاد . آمدند تا نزديك حسين ويارانش رسيدند وآنها را تيرباران كردند واسبهاى آنها را از پا درآوردند وهمه پياده ماندند . ( ط ) گويد : تا نيمهء روز با آنها نبرد سختى كردند ولشگر كوفه جز از يك سو بدانها دست نداشتند ؛ زيرا چادرها را بههمپيوسته بودند . چون عمر سعد چنينديد دستور داد بروند از سمتچپ وراست چادرهاى آنها را از جا بكنند وبر آنها دور زنند ودستههاى سه نفرى وچهار نفرى از أصحاب حسين حفاظت چادرها را به عهده گرفتند واز ميان چادرها به مهاجمان حمله مىبردند وآن كه مىخواست چادرى را بكند -