مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
26
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
الخوارزمي ، مقتل الحسين ، 2 / 22 - 23 / مثله : محمّد بن أبي طالب ، تسلية المجالس وزينة المجالس ، 2 / 298 ؛ المجلسي ، البحار ، 45 / 28 - 29 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 272 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 309 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 298 ؛ القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 192 ؛ المقرّم ، مقتل الحسين ، / 311 - 312 ؛ بحر العلوم ، مقتل الحسين عليه السلام ، / 404 ؛ الجواهري ، مثير الأحزان ، / 76 ؛ مثله الميانجي ، العيون العبري ، / 135 چه مقامي ؟ »
--> - غلام جواب داد كه : « در ركاب تو شمشير مىزنم تا كشته شوم . » عابس گفت كه : « ظن من به تو همين بود ، اكنون قدم پيش نه ؛ فإنّ هذا يومٌ ينبغي لنا أن نطلب فيه الأجر بكلّ ما قدرنا عليه فإنّه لا عمل بعد اليوم . » ميرخواند ، روضة الصفا ، 3 / 158 وبعد از أو [ عبدالرحمانبن عروه ] عابسبن شبيب شاكرى با شوذب مولاي خود گفت كه : « اى شوذب ! چه در خاطر دارى ؟ » گفت : « مقاتله خواهم كرد تا كشته شوم . » عابس گفت : « من به تو جز اين گمان نداشتم ، چون اين سعادت يافته اى ، برو به خدمت امام عليه السلام واز أو رخصت بطلب وعهد خود را تازه كن ومهياى سفر آخرت شو كه امروز روزى است كه بايد حسب المقدور در تحصيل اجر آخرت سعى نماييم ؛ زيرا كه بعد از اين عملي نخواهد بود وحساب روز جزا در پيش داريم . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 671 وديگر عابس بن شبيب شاكرى ، چون از براي ادراك سعادت شهادت عزيمت درست كرد ، روى با شوذب مولى شاكر آورد وگفت : « اى شوذب ! در اين داهيهء دهياء 1 وبليهء عمياء چه رأى زدى وپيشنهاد خاطر چه كردى ؟ » شوذب گفت : « تصميم عزم دادهام كه در ركاب پسر پيغمبر رزم دهم تا كشته شوم . » عابس گفت : « ظن من در حق چون تويى جز اين صورت بر زمين نياورد . اكنون حاضر حضرت ابىعبداللَّه شو تا تو را چون ديگر كسان در شمار شهدا به حساب گيرد ودانسته باش كه از پس امروز ، چنين روز به دست هيچ كس نشود ؛ چه امروز روزى است كه مرد بتواند از تحت الثرى قدم بر فرق ثريا زند واز بىرنگ هيولانى ، خويش را به اورنگ عقلانى كشاند 2 . لاجرم اين روز را بدل به دست نشود . » 1 . داهيهء دهيا : پيشامد دشوار وسخت . 2 . بىرنگ : أول شكلى كه نقاش براي تصويرى كه در نظر دارد ، به رنگ غير ثابت نمودار كند . اورنگ : تخت سلطنت . سپهر ، ناسخ التواريخ سيدالشهدا عليه السلام ، 2 / 303