مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
246
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - درود بر تو باد كه ما حمد خدايى مىكنيم كه جز أو خدايى نيست . اما بعد ، حمد خداى كه دشمن جبار سخت سر تو را نابود كرد ؛ دشمنى كه بر اين أمت تاخت وخلافت آن را به ناحق گرفت وغنيمت آن را غصب كرد ، وبه ناحق بر آن حكومت كرد ونيكانشان را كشت واشرارشان را به جا نهاد ومال خدا را دستخوش جباران وتوانگران أمت كرد . لعنت خدا بر أو باد ، چنان كه ثمود ملعون شد . اينك ما را امام نيست ، بيا شايد خدا به وسيلهء تو ما را بر حق همدل كند . نعمانبن بشير در قصر حكومت است . ما به نماز جمعهء أو نمىرويم وبه نماز عيدش حاضر نمىشويم واگر خبر يابيم كه سوى ما روان شدهاى ، بيرونش مىكنيم وبه شامش مىفرستيم ، ان شاء اللَّه ، وسلام ورحمت خداى بر تو باد . » گويد : نامه را با عبداللَّه بن سبيع همداني وعبداللَّهبن وال فرستاديم وگفتيم : « شتاب كنيد . » هر دو كس با شتاب برفتند تا به روز دهم ماه رمضان در مكة پيش حسين رسيدند . دو روز بعد ، باز قيس بن مسهر صيداوى وعبد الرحمان بن عبداللَّه كدان ارحبى وعمارة بن عبيد سلولى را سوى وى فرستاديم كه در حدود پنجاه وسه نامه همراه داشتند كه هر نامه از يك يا دو يا سه كس بود . گويد : دو روز بعد ، باز هانى بن هانى سبيعى وسعيد بن عبداللَّه حنفي را سوى وى فرستاديم وبا آنها چنين نوشتيم : « به نام خداى رحمان رحيم . به حسين بن علي از شيعيان مؤمن ومسلمان وى . اما بعد ، زود بيا كه مردم در انتظار تواند ودل با كسى جز تو ندارند ، بشتاب ، بشتاب ! درود بر تو باد . » گويد : شبث بن ربعي وحجار بن أبجر ويزيد بن حارث ويزيد بن رويم وعزرة بن قيس وعمرو بن حجاج زبيدى ومحمد بن عمير تميمي نيز به وى چنين نوشتند : « اما بعد ، همه جا سبز شده وميوهها رسيده وچاهها پر آب شده ، اگر خواهى بيا كه سپاه تو آماده است ، وسلام بر تو باد . » گويد : همهء فرستادگان پيش حسين به هم رسيدند كه نامهها را بخواند واز فرستادگان دربارهء مردم پرسش كرد . آنگاه همراه هانى بن هانى سبيعى وسعيد بن عبداللَّه حنفي كه آخرين فرستادگان بودند ، چنين نوشت : « به نام خداى رحمان رحيم . از حسين بن علي به جمع مؤمنان ومسلمانان . اما بعد ، هانى وسعيد با نامههاى شما پيش من آمدند ، همهء آنچه را كه حكايت كرده بوديد وگفته بوديد دانستم ، گفتهء بيشترتان اين بود كه امام نداريم ، بيا ، شايد به سبب تو خدا ما را بر حق وهدايت همدل كند . اينك برادر وپسر عمو ومعتمد از أهل خاندانم را سوى شما فرستادم . به أو گفتم ، از حال وكار ورأى شما به من بنويسد . اگر نوشت كه رأى جماعت وأهل فضيلت وخرد چنان است كه فرستادگانتان به من گفتهاند و -