مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

139

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

ويحدّث ابن شهرآشوب في المناقب ج 2 ، ص 143 طبع إيران : أنّ الحسين ما تكلّم بحضرة الحسن إعظاماً له ، ولا تكلّم محمّد بن الحنفيّة بحضرة الحسين إعظاماً له . وفي مشكاة الأنوار للطّبرسيّ ص 154 : كان أبو عبداللَّه جعفر بن محمّد الصّادق عليه السلام يقول : ما مشى الحسين بين يدي الحسن قطّ ، ولا بدَرَه بمنطق قطّ ، إذا اجتمعا ، تعظيماً وإجلالًا له . فهل يجوِّز العقل ، مع هذه الآداب الإلهيّة ، أن يخالف سيِّد الشّهداء أخاه ، حجّة الوقت ، ويخطّئ رأيه ، مع علمه بأ نّه لا يفعل إلّاوفق المصلحة الرّبوبيّة ؟ « 1 » المقرّم ، السّيّدة سكينة ، / 119 - 121 « 1 »

--> ( 1 ) - افتراى « الأغاني » بر سيد الشهدا خطاى ديگرى كه صاحب « اغانى » گناه آن را برخود هموار ساخته ، اين است كه أو به ياوه سرايى پيرامون سكينهء عفيفه اكتفا نكرده وبه ساحت قدس پدرش نيز تاخته وبه مقام منيع عصمت وعظمت حضرتش خدشه وارد نموده است . وى به نقل از راويانى ناشناخته كه علماى رجال وسيره ذكرى از آنان به عمل نياورده‌اند . از سكينه خاتون روايت كرده كه أو گفته است : عمويم در مورد مادرم رباب به سرزنش پدرم پرداخت . اما ايشان پاسخ داد : « من خانه‌اى را كه سكينه ورباب در آن سكنى دارند ، دوست دارم . علاقه‌مند به ايشان مىباشم ، بيش‌ترين مال خود را بر ايشان خرج مىكنم وبه ملامت ملامتگر وقعى نمىنهم . » طبري نيز در « المنتخب » كه در ذيل تاريخش چاپ شده ، پرده از كينهء خود با أهل بيت برداشته وبه آن دو بيت ، اين بيت را هم اضافه كرده است : « مرا به پرخاش آنان كارى نيست ودر طول حيات ، آن‌گاه كه در خاك نهان شوم ، سخنشان را پذيرا نمىباشم . » اين‌ها همه جهالت به مقام امامت وناآگاهى از شأن عصمت امام است ؛ زيرا امام به اعتقاد شيعه منصوب از جانب خداى تعالى ومبرّا از هر خطا حتّى ترك أولى است . از اين‌رو ، كارى از أو سر نمىزند كه مستوجب سرزنش معصومى همانند خود شود . از طرف ديگر حضرت مجتبى عليه السلام نيز كسى را به مجرّد علاقهء به همسر شايسته‌اش ملامت نمىسازد ؛ مگر آن كه اين محبت با توجه به عملي خلاف از همسر باشد ؛ كه در بارهء امام حسين متصوّر نيست . بر فرض اين نيز كه عتاب مزبور بجا بوده است ، « شهيد احياگر دين » تقوا وادبش بس فزون تر از