مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

965

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - 13 . اگر دانش وفرهنگ در ثريا بودى ، همانا گروهى از پارسيان بر آن دست مىيافتند . 14 . براستى جوانى كه از پيوند دو نژاد خسرو وهاشم به‌وجود آمده باشد ، همانا برترين وشايسته‌ترين كسى است كه بر أو بياويزيند چيزى از تمائم ، ( تمائم : جمع تميمة ) : مهره ياطلسمى كه به‌گردن‌اطفال براي دفع چشم‌زخم ودفع أرواح آويزان‌مىكردند . ) 15 . مولاة : كنيزك . 16 . موهوب : بخشيده شد . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 1 / 6 - 18 ، 19 - 22 علي بن الحسين عليه السلام در ميان ايشان [ اسراى شام ] بود وآن حضرت در آن روز جوانى به سن شباب بود . سپهر ، ناسخ التّواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 166 در بحار الأنوار وارشاد از شيخ مفيد مسطور است كه : حميد بن مسلم مىگويد : در روز عاشورا به خيمهء علي بن الحسين عليهما السلام رسيديم . در اين وقت آن‌حضرت با شدت مرض بر فراش بيمارى بيفتاده بود وجماعتى از رجاله با شمربن ذىالجوشن عليه اللعنة والعذاب بودند . با وى گفتند : « آيا اين بيمار را دستخوش شمشير نمىگردانى ؟ » من گفتم : « سبحان اللَّه ! آيا كودكان را ببايد كشت ؟ اين بيمار كودك ورنجور است . » همچنان اين سخن بگفتم وايشان را از آن انديشه فرود آوردم تا از وى باز شدند . در كتاب حيات الحيوان ، تأليف ابىالبقاء كمال‌الدين دميرى در باء مع الغين مسطور است : امام زين‌العابدين عليه السلام در زمين كربلا در خدمت پدر بزرگوارش جناب سيدالشهدا سلام‌اللَّه عليها بود وچون در صغر سن وخردى سال بود ، أو را نكشتند . « لأنّهم قتلوا كلّ مَنْ أنبت كما يفعل بالكفّار قاتل اللَّه فاعل ذلك وأخزاه ولعنه . » قانون آن جماعت ملعنت 1 آيت در قتل رجال ذريه آل رسول آن بود كه هر كس به سن بلوغ مىرسيد وزهارش 2 سبز مىشد ، اورا مىكشتند ؛ چنان كه اين معاملت را با كفار جنگجوى معمول مىدارند . خداوند بكشد آن كس را كه اين كار را نمود . اورا رسوا وملعون گرداند . از اين خبر مىرسد كه امام زين‌العابدين عليه السلام در آن وقت به سن بلوغ نبوده است ؛ چنان كه از لسان ديگر كتب اخبار در هنگام اراده شمر لعين قتل آن حضرت را نيز مستفاد مىشود ؛ ولكن باخبر صريح وصحيح كه در بودن حضرت محمد بن علىالباقر سلام‌اللَّه عليهما در زمين كربلا از ثقات 3 رواة ومعتمدان مورخان رسيده است ، درست نمىآيد . ونيز در حيات الحيوان مىگويد : « ابن‌زياد به آهنگ قتل آن حضرت برخاست وخداى اورا از آن انديشه بازداشت . » بعضي از فجره 4 ، يزيد را به قتل آن حضرت أشارت كردند وخداى اورا حفظ فرمود . ونيز مىگويد : « زين‌العابدين را برادرى بود كه از وى به سن ، مهين 5 تر بود . وى نيز على نام داشت ودر كربلا شهيد شد . » -