مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

837

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

المفيد ، الإرشاد ، 2 / 138 - 140 / عنه : الإربلي ، كشف الغمّة ، 2 / 83 - 84 ؛ العلّامة الحلّي ، المستجاد ( من مجموعة نفيسة ) ، / 451 - 454 ؛ المجلسي ، البحار ، 46 / 12 ، 13 ، 151 رقم 23 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 6 / 9 - 10 ، 16 - 17 ؛ القمّي ، نفس المهموم ، / 526 ؛ التّستري ، تواريخ النّبيّ صلى الله عليه وآله والآل عليهم السلام ، / 88 ؛ مثله الفتّال ، روضة الواعظين ( ط قم ) ، / 201 ؛ الطّبرسي ، إعلام الورى ، 251 ، تاج المواليد ، /

--> - 4 . واز آن جمله است اين كه امامت به تنهايى در عترت پيغمبر صلى الله عليه وآله بوده به دليل عقل ونيز خبري كه از پيغمبر صلى الله عليه وآله رسيده وگفتار آن كس كه امامت را دربارهء محمد بن حنفيه ادعا كند ، فاسد است ؛ زيرا نصى دربارهء امامت أو نرسيده [ است ] . پس ثابت گردد كه امام علي بن الحسين عليه السلام مىباشد ؛ زيرا كسى جز دربارهء محمد بن حنفيه ادعاى امامت براي ديگرى نكرده است وأو نيز از اين منصب بيرون است به آنچه بيان كرديم . 5 . واز آن جمله است تصريحى كه از رسول خدا صلى الله عليه وآله نسبت به امامت آن جناب رسيده در آن حديثي كه معروف به حديث لوح است وحديث مزبور را جابر از پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم روايت كرده ونيز امام باقر عليه السلام از پدرش ، از جدش ، از حضرت فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم آن را حديث كرده ( مترجم گويد : حديث لوح را ثقةالاسلام كلينى رحمه الله در كافى وصدوق در « عيون أخبار الرضا » ، وشيخ در كتاب « غيبت » ، وطبرسى در « احتجاج » ، ونيز طبرسى در « إعلام الورى » وابن‌شهرآشوب در مناقب وديگر محدثان رضوان اللَّه عليهم روايت كرده‌اند وهر كه از متن وترجمهء آن بخواهد استفاده كند ، به جلد دوم اثبات الهداة ، صفحه 285 - 289 مراجعه كند ) وديگر تصريحى است كه جدش أمير المؤمنين عليه السلام در زمان زنده بودن پدرش حسين دربارهء امامت أو فرموده واخبارى در اين باره رسيده ، وهم‌چنين ( نشانهء ديگر بر امامت آن حضرت ) وصيّت پدرش حسين عليه السلام به آن حضرت وآنچه حسين عليه السلام نزد أم سلمة به امانت گذارد وطلبيدن آن را از ام‌سلمة براي آن كس كه پس از أو بيايد نشانهء امامت أو قرار داد . ( جريان چنان كه شيخ رحمه الله در كتاب غيبت روايت كرده اين بود كه چون حسين عليه السلام متوجه به سوى عراق شد ، وصيت وكتاب‌ها وچيزهاى ديگرى كه نزد آن جناب بود ، به ام‌سلمه سپرد وفرمود : « هر گاه بزرگ‌ترين فرزندم نزد تو آمد واين‌ها را از تو خواست ، به أو بده وبدان كه أو امام پس از من است . » ونقل كند كه چون حسين عليه السلام شهيد شد ، علىبن الحسين عليهما السلام به نزد ام‌سلمه آمد وآن‌ها را از أو خواست وام‌سلمه هرچه حسين عليه السلام به أو سپرده بود ، تسليم آن جناب كرد ودر روايات ديگرى است كه حسين عليه السلام اين كار را نسبت به دخترش فاطمه انجام داد وامانت‌ها را به أو سپرد واين خود بابى است كه هر كه اخبار را زير ورو كرده باشد ، آن را به خوبى مىداند وما در اين كتاب نخواستيم همهء آن‌ها را بيان كنيم كه در مقام استقصاء وكوشش وتحقيق كامل برآييم ( وهمين مقدار براي اثبات مقصود كافى است ) . رسولي محلّاتى ، ترجمهء ارشاد ، 2 / 138 - 140