مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
555
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - عبداللَّه را مهدى موعود مىدانستند تا جايى كه أو را به نام محمد بن عبداللَّه مهدى مىخواندند . أو جامهاى يمنى وقبطي در تن داشت . ونيز از زنى به نام شفاه يا شخصي به نام سفيان روايت كردهاند كه مىگفت : « اى كاش اين مهدى - يعنى محمد بن عبداللَّه بن حسن - خروج مىكرد . » ونيز از عبد الأعلى بن أعين وعبداللَّه بن محمد بن عمر بن علي روايت كردهاند كه گفت : گروهى از بني هاشم در ابواء 1 انجمنى تشكيل دادند كه در ميان آنها ، إبراهيم بن محمد ( معروف به إبراهيم امام ) وأبو جعفر منصور ، وصالح بن علي ، وعبداللَّه بن حسن ، وپسرانش محمد وإبراهيم ، ومحمد بن عبداللَّه بن عمرو بن عثمان بودند . صالح بن علي از آن ميان گفت : شما خود به خوبى مىدانيد كه گردنهاى مردم تنها به سوى شما كشيده شده ( وبه شما متوجه هستند ) واينك خداوند شما را در اين جايگاه گرد آورده [ است ] . پس همگى يك تن را از ميان خود انتخاب وبا أو بيعت كنيد وهمپيمان شويد تا خدا كار را بر شما راست آرد ؛ « وهو خير الفاتحين » وأو است بهترين گشايشدهندگان . عبداللَّه بن حسن از آن ميان برخاست وپس از حمد وثناى الهى گفت : « شما همه مىدانيد كه اين فرزند من همان مهدى موعود است . پس همگى با أو بيعت كنيد ! » أبو جعفر منصور در تأييد گفتار عبداللَّه بن حسن گفت : چرا بيهوده خود را گول مىزنيد ؟ به خدا سوگند شما به خوبى دانستهايد كه توجه مردم به هيچ كس مانند توجهى كه به اين جوان - يعنى محمد بن عبداللَّه - دارند ، نيست وسخن هيچ كس را مانند سخن أو نپذيرند . » همگى گفتند : « آرى ، به خدا راست گفتى . اين مطلبي است كه ما نيز دانستهايم . » وپس از اين سخنان همگى با محمد بيعت كردند ودست به دست أو دادند . عيسى بن عبداللَّه ( راوي حديث ) گويد : در اين ميان فرستادهء عبداللَّه بن حسن به نزد پدرم ( عبداللَّه بن محمد بن عمر بن علي ) آمد كه : « ما همگى براي كار مهمى در اينجا انجمن كردهايم . تو نيز پيش ما بيا . » وشخصي را نيز به نزد ( امام ) جعفر بن محمد عليهما السلام فرستاد ونظير اين پيام را نيز براي آن حضرت داد . ولى مطابق حديث ديگران عبداللَّه بن حسن با اينكه كسى را نزد حضرت جعفر بن محمد عليهما السلام بفرستند ، مخالفت كرد وگفت : « با جعفر بن محمد كار نداشته باشيد . مبادا أو كار را بر شما تباه سازد . » عيسى بن عبداللَّه گويد : پدرم مرا به نزد آنان فرستاد تا ببينم براي چه كارى انجمن كردهاند . حضرت صادق عليه السلام نيز محمد بن عبداللَّه ارقط را به همين منظور فرستاد وما به نزد آنها رفتيم . محمد بن عبداللَّه بن حسن را ديدم كه روى گليمى ( يا بوريايى ) كه بالايش را تا كرده بود ، نماز مىخواند . پس من بدانها گفتم : « پدرم مرا فرستاده تا از شما بپرسم براي چه موضوع در اينجا انجمن كردهايد ؟ » -