مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
370
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
( وروى ) أبو مخنف وغيره : أنّ يدي بحر هذا كانتا تنضحان في الصّيف الماء وتيبسان في الشّتاء كأنّهما العود . ويمضي في بعض الكتب ويجري على بعض الألسن أبحر بن كعب وهو غلط وتصحيف . « 1 » السّماوي ، إبصار العين ، / 38
--> - راوي گفت : حسين عليه السلام فرمود : جامهاى كه مورد رغبت كسى نباشد ، به من بدهيد كه از زير لباسهاى خود بپوشم تا مگر آن را از تنم بيرون نياورند . » شلوار كوتاهى به حضورش آوردند ، فرمود : « نه ! اين جامهء كسى است كه ذلت وخوارى دامنگيرش شده باشد . » پس جامهء كهنهء ديگرى را گرفت وپاره پاره كرد وزير جامههايش پوشيد ؛ ولى وقتي كشته شد ، بدنش از آن جامه نيز برهنه بود . سپس پارچهء إزاري كه بافت يمن بود ، خواست وپاره كرد وپوشيد وبه اين منظور پارهاش كرد كه به غارت نبرند ؛ ولى وقتي كشته شد ، بحر بن كعب لعين به يغمايش برد وحسين را برهنه گذاشت وپس از اين جنايت ، هردو دستِ بحر ، در تابستان همچون دو چوب خشك مىخشكيد ودر زمستان ، چرك وخون از آنها جارى بود تا آن كه به هلاكت رسيد . فهرى ، ترجمهء لهوف ، / 123 - 124 آوردهاند كه : أبحر بن كعب سراويل امام حسين را از پايش بيرون كشيد ، واز دستهاى وى در زمستان خون وريم روان گشتى ودر تابستان هر دو دست وى مانند چوب خشك مىشد . ميرخواند ، روضة الصّفا ، 3 / 169 ( 1 ) - مفيد گويد : پيادگان از چپ وراست به همراهان حسين حمله كردند وآنها را كشتند تا جز سه چهار كس نماند . طبري وجزرى نيز گفتهاند : چون حسين با سه چهار كس ماند ، پيراهن بلند حاشيهدارى خواست كه چشم را خيره مىساخت . يمنىباف بود وعقيقدوز وآن را از چند جا دريد تا از تنش نربايند . يكى از اصحابش گفت : « كاش تنبانى مىپوشيدى زير لباس . » فرمود : « آن جامه خوارى است وپوشيدنش بر من شايسته نيست . » گويد : « چون كشته شد ، بحر بن كعب آن پيراهن را از تنش ربود وبرهنهاش نمود . » وى گويد : « عمرو بن شعيب از محمد بن عبد الرحمان باز گفت كه دو دست بحر بن كعب در زمستان زردابه مىجوشانيدند ودر تابستان چون دو چوب خشك بودند . كمرهاى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 167