مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

112

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

أبو الفرج ، مقاتل الطّالبيّين ، / 48 / مثله المفيد ، الإرشاد ، 2 / 13 ؛ ابن عبدالبرّ ، الإستيعاب ، 374 - 375 ؛ الفتّال ، روضة الواعظين ( ط قم ) ، / 167 ؛ الطّبرسي ، تاج المواليد ، / 120 - 103 ؛ ابن شهرآشوب ، المناقب ، 4 / 42 ؛ محبّ الدّين الطّبري ، ذخائر العقبى ، / 141 - 142 ؛ ابن عنبة ، عمدة الطّالب ( ط النّجف ) ، / 67 ؛ محمّد بن أبي طالب ، تسلية المجالس وزينة المجالس ، 2 / 62 ، 63 ؛ السيّد هاشم البحراني ، مدينة المعاجز ، 3 / 374 ؛ المجلسي ، البحار ، 44 / 156 ، 158 - 159 ؛ البحراني ، العوالم ، 16 / 278

--> - مورد طعن قرار داد تا اين‌كه دربارهء حضرت مجتبى مطالبى ناروا گفت ودر آخر گفت : « وأقبل على النِّساء يتزوّج اليوم واحدة ويطلِّق أخرى فلم يزل كذلك حتّى مات على فراشه » . ودر « كافى » در دو روايت ذكرى از كثرت طلاق حضرت مجتبى شده كه يكى راوي آن يحيى بن علاء ووى قاضى منصور دوانيقى بوده است ؛ چنان‌كه علماى رجال در زير ترجمه جعفر بن يحيى تصريح كرده‌اند . وديگرى از عبداللَّه بن سِنان است كه وى قاضى وخازن منصور ومهدى وهادي ورشيد بوده است واز اين جهت به قول آنان در اين موضوع اعتماد نمىتوان كرد . هرچند كه گفتار خود را به امام صادق عليه السلام نسبت مىدهند وممكن است براي همگامى با منصور از روى تقيه گفته ويا اشتباه كرده باشند وأبو جعفر منصور را به جعفر بن محمد تبديل وبه أبى عبداللَّه تعبير نموده باشند . ونيز شبلنجى كه در « نور الابصار » گويد : حضرت مجتبى 90 زن مطلقه داشته ، وى از علماى أوايل قرن 14 است واين گفتار را بدون سند ذكر كرده است ومعلوم نيست كه از كجا گرفته است . وابن شهرآشوب خود از « قُوت القلوب » نقل مىكند وهر كس را عقلي سالم ومعرفتي به مقام امام باشد داند كه اين‌گونه مطالب به جز افترائات بنى عباس بر أهل بيت عصمت چيزى نيست ( علىاكبر غفارى ) . رسولي محلاتى ، ترجمهء مقاتل الطالبيين ، / 41 - 42 ، 69 - 70 ، 73 - 75 ابن سيرين از يكى از غلامان امام حسن عليه السلام ونيز عمر بن إسحاق نقل مىكند كه : من در خدمت حسن وحسين عليهما السلام در خانه بودم . پس حضرت حسن براي تطهير به بيت الخلا رفت وچون بيرون آمد ، گفت : « بارها به من زهر خوراندند . هرگز مانند اين بار نبود ؛ چون پاره‌اى از جگرم بيرون ريخت وبا چوبى كه همراه داشتم آن را بررسى كردم ( وديدم همان جگرم مىباشد ) . » حسين گفت : « چه كس تو را زهر خورانيد ؟ » فرمود : « از آن كس چه مىخواهى ؟ آيا مىخواهى أو را بكشى ؟ اگر أو همان كس باشد كه من مىدانم ، پس خشم خدا بر أو بيش از تو خواهد بود . واگر آن كس نباشد ، پس من دوست ندارم بىگناهى به خاطر من گرفتار شود ! » رسولي محلاتى ، ترجمهء مقاتل الطالبيين ، / 70