مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
1108
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
من أبيه عليه السلام والحرم ، وتوجّه نحو الميدان . « 1 »
--> ( 1 ) - همانا بعد از شهادت عباس ، در خدمت حسين عليه السلام كسى كه بتواند ميان بست وبر پشت أسب نشست وشمشير به دست كرد وبا دشمن رزم آزمود ، جز فرزندش علىاكبر نبود [ . . . ] . بالجملة ، چون علىاكبر أهل وعشيرت را كشته وپدر را يكتنه وتشنه در ميدان لشكر دشمن نگريست ، ديگر شكيب نتوانست . عرض كرد : « جانم فداى تو باد ، رخصت فرماى تا من نيز از اين قوم كينتوزى كنم وجانبازى را آيت بهروزى دانم . » ودر اسعاف حاجت چندان اصرار نمود كه دستوري يافت . پس پردگيان سرادق عصمت را يك يك وداع گفت . بأنك « وامحمّداه » از اهلبيت رسول اللَّه بالا گرفت . در كتاب « روضة الأحباب » مسطور است كه : حسين عليه السلام علىاكبر را به دست خود سلاح جنگ درپوشانيد . اورا درعى عادى ومغفرى فولاد داد واديمى كه از علىمرتضى به يادگار داشت ، بر ميان فرزند استوار بست وأسب عقاب را داد تا برنشست 1 وچون به جانب ميدان روان گشت ، آن حضرت سخت بگريست وسبابه مبارك را به سوى آسمان فراز كرد وگفت : « اللّهمّ اشهد على هؤلاء القوم ، فقد برز إليهم غلام أشبه النّاس خَلقاً وخُلقاً ومنطقاً برسولك . وكنّا إذا اشتقنا إلى نبيّك نظرنا إلى وجهه . اللّهمّ ! امنعهم بركات الأرض وفرّقهم تفريقاً ومزّقهم تمزيقاً واجعلهم طرائق قدداً ولا تُرض الولاة عنهم أبداً ، فإنّهم دعونا لينصرونا ثمّ عدوا علينا يقاتلوننا . » عرض كرد : « اى پروردگار من ! گواه باش ، اينك جوانى به مبارزت اين جماعت مىشتابد كه شبيهترين مردم است در خَلق وخُلق 2 1 ومنطق با پيغمبر تو وما هرگاه مشتاق مىشديم به ديدار پيغمبر تو ، به روى أو نگران مىشديم واورا نظاره مىكرديم . اى پروردگار من ! بازدار از ايشان بركات زمين را وانبوه ايشان را متفرق ومتشتت 3 فرما وبدران پردهء اين جماعت را وپراكندهساز ايشان را وبيفكن اين گروه را در طرق متفرقة وشعب متباينة 4 ودشمندار همواره بر اين عتات طغات 5 فرمانگذاران را ، چه اين جماعت ما را دعوت كردند كه نصرت كنند ، چون أجابت كرديم ، آغاز عداوت نمودند وطريق مقاتلت گرفتند . » آنگاه با أعلى صوت صيحه بر ابن سعد زد : فقال : ما لك ؟ قطع اللَّه رحمك ولا بارك اللَّه لك في أمرك وسلّط عليك مَن يذبحك بعدي على فراشك كما قطعت رحمي ولم تحفظ قرابتي من رسول اللَّه . فرمود : « اى پسر سعد ! چه افتاد تورا ؟ خداوند قطع كند رحم تورا 6 ومبارك نفرمايد تورا در هيچ امرى وآرمانى ومسلط كند بر تو كسى را كه در فراش تو بكشد . تورا به كيفر آن كه قطع كردى رحم مرا 7 ونگران نشدى قربت وقرابت مرا با رسول خداى . » آنگاه بأنك برداشت وبه آواز بلند اين آيت مبارك را كه در فضليت أهل بيت فرود شده [ است ] ، قرائت فرمود : -