مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

942

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> فرمود : « كم تنصبون لنا الأقتاب عارية » ؛ إلى آخرها ! چنان‌كه در ورود به قنّسرين مسطور شد . سپهر ، ناسخ التّواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 2 / 350 - 351 چون چنان‌كه أشارت رفت ، أغلب اخبارى كه از اين دو مخدره مذكور وبه اين دو معظمه منسوب مىدارند ، ظنّ غالب آن است كه راجع به يك تن باشد ؛ لهذا در اين‌جا در يك مقام سمت نگارش مىجويد . چنان‌كه أبى مخنف وديگران نگاشته‌اند ، چون أهل بيت در هنگام سفر كردن به شام به معرة النعمان رسيدند ومردم آن‌جا در فسق وفجور خوددارى نكردند ، جناب امّ كلثوم شعري چند در مصيبت خويش انشاد كرد وپرسيد : « اين قريه را نام چيست ؟ » گفتند : « معرّة النعمان . » فرمود : « خداى تعالى آب‌هاى ايشان را گوارا نگرداند واسعار ايشان ارزان نفرمايد ودست ظالمان را از ايشان باز ندارد . » أبو مخنف گويد : « سوگند به خداوند كه تا اين زمان هرگز ارزانى نشده است وهميشه قحط وغلا در آن‌جا هست . » وچون طي راه به شيزر درآمدند ومردم آن‌جا به حمايت خاندان پيغمبر كمر بربستند وجمعى از آن لشكر پرخاشگر را در سقر مستقر دادند ، جناب امّ كلثوم فرمود : « اين مكان را چه نام است ؟ » عرض كردند : « اين بلد را شيزر مىخوانند . » آن مخدره با ديدهء اشكبار دست به آسمان برآورد وعرض كرد : « بار خدايا ! شيرين وگوارا فرماى طعام وشراب ايشان را ودست تسلط ظالمان را از ايشان كوتاه كن . » أبو مخنف گويد : « از بركت دعاى آن حضرت ، اگر جمله جهانيان را ظلم فرو گيرد ، به ايشان جز خير وسلامت ونعمت ورفاهيت نمىرسد . » وبه روايتي چون به قصر منيع رسيدند ومردمش در حمايت ذريهء رسول با تيغ‌هاى مسلول 1 بيرون تاختند وجمعى از آن مردم كافر را بكشتند وحضرت امّ كلثوم اين خبر را بشنيد ، پرسيد : « اين قصر را چه نام است ؟ » عرض كردند : منيع ، آن حضرت عرض كرد : « اللَّهمّ امنع عن أهله البلاء إنّك سميع الدّعاء وأنزل عليهم من بركاتك ولا تسلِّط عليهم الأعداء والظلّام واحرسهم بعينك الّتي لا تنام . » « بار خدايا ! بلايا را از ايشان دور دار . همانا تويى شنوندهء دعا ، وبركات خود را بر ايشان فرود كن ودشمنان ايشان را بر ايشان چيره مگردان واز تمامت آفات محروس بدار . » خداى تعالى دعاى آن حضرت را در حق ايشان قرين استجابت داشت . وچون به قصر عجوزه كه أو را أمّ الحجّام مىناميدند ، رسيدند واز آن ملعونه نسبت به سر مطهر حركات ناشايست روىنمود وچهرهء مباركش را با زخم‌سنگ بخراشيد وخون‌بريخت وامّ كلثوم آن حال بديد ، از فاعل آن امر پرسيد . نامش را به عرض رساندند . آن حضرت با ناله وگريه روى خويش را بخراشيد وموى خود را پريشان كرد ودست به دعا ونفرين برداشت وعرض كرد : « اللَّهمّ خرِّب عليها قصرها -